تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - آيا صحيح است كه انسان مى تواند مقامات عاليهء انسانى را كه به دست آورده است ، باز گو كند ؟
حيات به آنها بخشيده و تشابه حالات گوناگون درون آدمى را بان جانداران زشت نما گوشزد نموده است .
آرى همواره چنين بوده است كه انسان به جهت ناتوانى مغزى مانند كودكان دنبال شيرينى و خنده مى رود و حيات خود را با آنها تفسير مى نمايد و حتى راز نهفتهء درونى خويش را هم با خندهء خوشايند توجيه مى كند . مگر چنين نيست كه غم و اندوههاى عالى به قول جلال الدين تجديد دخل و انرژى است كه با خنده ها و شكفتگىها مستهلك شده است ؟
((٤١٣٧)) من نلافم ور بلافم همچو آب نيست در آتش كشىام اضطراب
((٤١٣٩)) هر كه از خورشيد باشد پشت گرم سخت رو باشد نه بيم او را نه شرم
آيا صحيح است كه انسان مى تواند مقامات عاليهء انسانى را كه به دست آورده است ، باز گو كند ؟
نظريات اخلاقيون و گفته هاى خود جلال الدين در مسئلهء فوق مختلف است .
گروهى مى گويند : باز گو كردن و نشان دادن موقعيت عالى كه به دست آمده است با اساسىترين اصول اخلاقى كه عبارت است از تواضع و فروتنى منافات دارد ، لذا زشت و قابل نكوهش است .
گروهى ديگر نظريهاى مخالف گروه يكم ابراز نموده مى گويند : در نشان دادن واقعيات هيچ مانع اخلاقى و روحى وجود ندارد ، زيرا واقعيت بدان جهت كه واقعيت است شايستهء نمودار گشتن در جامعه است .
گروه سوم - شايستگى ابراز رشد روحى را وابسته به نتايج آن مى دانند و مى گويند : اگر ابراز كمال و رشد روحى نتيجهء تعليم و تربيت و تشويق ديگران را در بر