دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - ٩/ ١١ حسن بصرى
٣٩٧٠. شرح نهج البلاغة: واقدى روايت كرده است كه از حسن بصرى، درباره على ٧ پرسيده شد، چون پنداشته مىشد كه از وى روىْ گردان است، حالْ آن كه چنين نبود.
گفت: چه بگويم درباره كسى كه چهار ويژگى را در خود گِردآورده است: اعتماد پيامبر ٦ بر او در اعلان برائت؛ گفته پيامبر ٦ به وى در جنگ تبوك (چون اگر جز نبوّت، چيزى از او بازداشته شده بود، هر آينه استثنا مىكرد)؛ سخن پيامبر ٦: «دو وزين (ثقلان)، كتاب خدا و عترتم هستند»؛ و اين كه هيچ گاه كسى بر او فرمانده نشد، و اميران، بر غير او امير شدند.
٣٩٧١. الأمالى، صدوق به نقل از سعد، از حسن بصرى: به وى خبر رسيد كه كسى مىپندارد وى بر على ٧ خُردهگيرى مىكند. روزى بين يارانش به پا ايستاد و گفت: تصميم گرفتم درِ خانهام را ببندم و از خانه خارج نشوم تا مرگم فرا رسد. به من خبر رسيده كه از بينِ شما كسى مىپندارد كه من بر بهترين فرد پس از پيامبرمان، انيس و همنشين او، گشاينده غم او در سختىها، و رزمآورِ دليران در روز درگيرى، خُردهگيرى مىكنم.
مردى از نزد شما رفته كه قرآن را خوانده و آن را بزرگ داشته است؛ دانش را گرفته و افزوده، به شدّت [و قدرت]، دست يافته و آن را در فرمانبردارى از خدايش به كار گرفته است؛ بر رنجِ جنگ، صبور و در سختىها و گرفتارىها شاكر بوده است؛ به كتاب پروردگارش عمل كرده است و خيرخواه پيامبر ٦ (پسر عمو و برادرش) بوده است.
او را از بينِ يارانش به برادرى گزيد، و رازش را نزد او نهاد، و على در حال كوچكى براى او مجاهده كرد، و در بزرگى همراهش جنگيد.
اوست كه [براى دين خدا] هماوردان را كشت، و سواركاران را بر زمين افكند تا آن كه جنگ به پايان رسيد. به پيمان پيامبرش پايبند مانْد. هيچ بازدارندهاى او را باز نداشت و هيچ مخالفى بر او چيره نگشت.
پيامبر ٦ درگذشت، در حالى كه از او راضى بود. از نظر دانش، داناترينِ مسلمانان بود، و در فهم، فهيمترينِ آنان، و در اسلام آوردن، با سابقهترينِ آنان. در مناقب، هيچ كس همپاى او نبود، و در همگنانش هيچ كس شبيه او نبود. خويشتن را از شهواتْ باز داشت و در مواضع غفلت، براى خدا كار كرد، و در سوز و سرما، طهارت كامل انجام داد، و در نمازها خشوع بهكار