دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١ - ٩/ ١ ابن ابى الحديد
متعال، بهوسيله خود و فرشتگانش او را يارى رسانْد و بنابراين، او سرور جلودار و مصطفاى برگزيده لازم الطاعه است، امّا على ٧، هر چند تابع پيامبر ٦ و گام زننده بر جاى گام او بود، در هدايت مردم، نقش غير قابل انكارى داشت. اگر جز جهاد نخستين و آخرينِ او و در بين دو مرحله نبرد، گسترش دانش، تفسير قرآن و ارشاد مردم عرب توسط وى (به سمت چيزهايى كه قبلًا نمىفهميدند و تصوّرى از آنها نداشتند) نبود، براى وجوب حقّ او و تمام بودن نعمتهايش بسنده بود.
اگر گفته شود: بدون ترديد در سخن آن حضرت، كنايهاى بر پيشينيان بر وى (خلفاى قبلى) هست، او بر آنان چه نعمتى داشت؟ گفته خواهد شد: دو نعمت. نخست، آن كه او جهاد كرد و آنان، نشسته بودند؛ چون اگر كسى انصاف به كار گيرد، خواهد فهميد كه اگر شمشير على ٧ نبود، مشركان، آنانى را كه مورد اشاره قرار گرفتهاند و غير آنان را ريشهكن مىكردند.
نقش او در بدر، احد، خندق، خيبر و حُنين، مشخّص است؛ [جنگهايى كه] شرك در آنها دهان گشوده بود و اگر او با شمشيرش آن را نمىبست، همه مسلمانان را در كام خود، فرو برده بود.
و دوم، دانشهاى او بود كه اگر اين دانشها وجود نمىداشت، در بسيارى از احكام، به نادرستى حكم مىشد و عمر به اين موضوع، اعتراف كرده است و خبرِ «اگر على نبود، عمر هلاك مىشد»، مشهور است.
على ٧ به خاطر پسر عمويش، به خاطر خودش و به خاطر پدرش ابو طالب، ادّعاى تقدّم بر همه و شرف بر همه و بهرهرسانى به همه مىكرد؛ چون اگر كسى تاريخ را بخوانَد، خواهد فهميد كه اگر ابوطالب نبود، از اسلام، چيزى قابل يادآورى نمىمانْد.