دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ٢/ ١٤ شدت در راه خدا
خداوندْ مرا در حالى كه تو بر دستم آب مىريزى، بنگرد؟
فرمود: «بنشين و دستت را بشوى. خداوند عز و جل تو را مىبيند، در حالى كه برادر تو كه امتيازى بر تو ندارد و بر تو برترى ندارد دارد به تو خدمت مىكند و با اين كار، ده برابر خدمت اهل دنيا را در بهشت مىجويد و به همين نسبت، در دارايىهايش در بهشت».
مرد، نشست. على ٧ بهوى فرمود: «تو را بهحقّ بزرگ من كه تو آن را مىشناسى و حرمت مىنهى و به تواضع تو براى خداوند كه خداوند بدان، جزايت داد، بگذار من در خدمتى كه به تو شرافت مىدهد، اقدام كنم. تو را به خدا سوگند، دستت را چنان مطمئن بشوى كه اگر قنبر آب بر دستت مىريخت، مىشستى» و مرد، چنين كرد.
پس از آن كه از شستن دست [مرد ميهمان] فارغ شد، آفتابه را به محمّد بن حنفيّه داد و فرمود: «پسرم! اگر اين پسر، بدون همراهى پدرش مىآمد، من خودم آب بر دستش مىريختم؛ ولى خداوند عز و جل روا نمىدارد كه هرگاه پدر و پسر در يك جا گِرد آمدند، بينشان تساوى برقرار شود. پدر به دست پدر، آب ريخت و پسر بايد به دست پسر، آب بريزد» و محمّد بن حنفيه، آب بر دست پسر ريخت.
ر. ك: ص ٤٨٩ (زينت زهد).
٢/ ١٤
شدّت در راه خدا
٤١٩٤. مسند ابن حنبل به نقل از ابو سعيد خُدْرى: مردم از دست على ٧ شاكى شدند. پيامبر خدا به سخنرانى در بين ما برخاست و شنيدم كه مىفرمود: «اى مردم! از على