دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ٧/ ٣ ام الخير
امّ الخير گفت: سوگند به خدا، از قبل، درباره آن نينديشيده بودم و بعد هم آن را اصلاح نكردم؛ بلكه سخنانى بود كه يكباره، در ميان حادثه بر زبانم جارى شد، و اگر مىخواهى سخنى غير از آن برايت بگويم، مىگويم.
معاويه گفت: نه، همان را مىخواهم.
آنگاه، رو به يارانش كرد و گفت: كداميك از شما گفتار امّ الخير را به ياد دارد؟
يكى از آنان گفت: من آن را چون سوره حمد، از حفظ دارم.
گفت: بگو.
مرد، [چنين] تعريف كرد:
آرى، اى امير مؤمنان! گويى اكنون او (امّ الخير) را مىبينم كه در بُردى زبيدى و پُر حاشيه، بر شتر نَرِ خاكسترى نشسته و اطرافش را زيراندازى احاطه كرده بود و در دستش تازيانهاى با نوك چند رشته بود و چون شتر نرى هيجانزده، مىغرّيد و مىگفت: «اى مردم! از پروردگار خود پروا كنيد، چرا كه زلزله رستاخيز، امرى هولناك است». خداوند، حق را آشكار ساخته است، دليل را بيان كرده است، راه را روشن ساخته است، پرچم را بر افراشته، و شما را در تاريكىِ مبهم و سياهىِ تيرهگون، رها نكرده است.
خداوند، شما را بيامرزد! كجا مىرويد؟ آيا از امير مؤمنان [على ٧]، فرار مىكنيد؟ يا از سپاه [دشمن] مىگريزيد؟ و يا از اسلام، روى برتافتهايد؟ يا از حق بازگشتهايد؟ آيا سخن خداى عز و جل را نشنيدهايد كه مىگويد: «و البته شما را مىآزماييم تا مجاهدان و شكيبايان شما را بازشناسيم و گزارشهاى [مربوط به] شما را رسيدگى كنيم».
آنگاه، سرِ خود را به سوى آسمان بلند كرد، در حالى كه مىگفت: پروردگارا! شكيبايى به سررسيده و يقين، ضعيف گرديده و ترس، گسترش يافته است. پروردگارا! زمام قلبها در دست توست. همه را يكْسخن، بر محور او (على ٧) بر پايه تقوا گِرد آور و دلها را بر هدايت، پيوند ده، و حق را به اهلش برگردان.