ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦ - اگر منظور حضرت، از فابدلنى بهم خيرا
براى خلاصى يافتن از دست چنين مردمى، دست به تضرّع و دعا براى خود و نفرين عليه آنها بر مىدارد.
در آغاز براى خود دعا مىكند كه خداوند بهتر از مردم كوفه را در دنيا و آخرت به او عنايت فرمايد.
در دنيا انسانهاى شايستهاى هستند كه بواسطه تفضلات حق متعال، به نور خدا مىنگرند، و از روى اخلاصى صدق دين حق را باور دارند.
در آخرت شايستگانى كه غرق در انوار عظمت پروردگارند و خداوند برترين مكانهاى بهشت و بلندترين مرتبههاى كرامت و بزرگوارى خود را بدانها عنايت فرموده است.
آرى گروهى كه خداوند آنها را مورد عنايت و نعمتهاى خود قرار داده عبارتند از: انبياء، صديقين، شهدا و صالحين و چه نيكوست مصاحبت و همنشينى با آنها.
(٥٨٢٧- ٥٨١١)
اگر منظور حضرت، از: فابدلنى بهم خيرا ...
خير دنيا و انسانهاى نيك، در عوض نامردمان كوفه باشد، به ذهن نزديكتر است، زيرا پس از اين دعا و نفرين، آرزو مىكند، كه از قبيله بنى فرس، جنگجويانى داشته باشد.
امام (ع) پس از دعا براى خود، نفرين مىكند فابدلهم بى شرّا منّى، كه خدا بر كوفيان بدتر از آن حضرت را، مسلط گرداند. در اين عبارت اشكالى به نظر مىرسد، كه اگر كسى بگويد: صدور چنين نفرينى از آن بزرگوار به دو صورت مشكل به نظر مىرسد:
١- مفهوم ضمنى اين نفرين اين است، كه وجود آن حضرت شر باشد.
در صورتى كه به يقين ثابت شده است، كه آن بزرگوار از بدى پاك و مبرّا است.
٢- چگونه ممكن است آن حضرت خواهان بديها براى بدكاران شود؟
اشكال اوّل را شارح، به دو وجه جواب مىدهند: