ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٢ - شرح
آنها را نمىشنود. اين موضوع را با مثالهايى مىتوان توضيح داد:
بعضى از افراد ضعيف النفس كه در مجلس پادشاه حضور دارند، بر اثر هيبت و عظمت سلطان بسيارى از امور را كه انجام مىپذيرد احساس نمىكنند و يا وقتى كه افراد در مورد امر مهمّى متفكّر باشند، اتفاقات اطراف خود را متوجّه نمىشوند.
روايت شده است كه يحيى بن زكريّا (ع) بر زنى گذشت و بدون توجّه پيشانيش بر سر آن زن اصابت كرد. سؤال كردند چرا چنين شد فرمود متوجّه نبودم گمانم ديوار است.
در مرتبه پايينتر از مراقبت صدّيقين مراقبت افراد پارسا كه از اصحاب يمين هستند قرار دارد. اصحاب يمين گروهى هستند كه بعضى از معارف الهى بر قلب آنها نزول يافته ولى ملاحظه جلال كبريايى آنها را از خود بىخود نكرده است، دل آنها در حالت تعادل قرار گرفته و به نسبتى توجّه به اقوال و اعمال دارند و با يادآورى عظمت و جلال حق، عملشان خالى از مراقبت نيست.
چون شرم از خداوند بر دلهايشان غلبه نمايد، تا يقين به درستى كارى نداشته باشند اقدام بر ترك يا انجام آن نمىكنند. بنا بر اين از هر عملى كه موجب رسوايى در قيامت شود، خوددارى مىكنند، چه خداوند را شاهد كارهاى خود، در دنيا به مانند گواه بودن او در قيامت مىدانند. كسانى كه به اين درجه از كمال برسند به مراقبت جميع حركات سكنات، لحظات و امور اختيارى كه انجام مىدهند نيازمندند، حتّى آنچه بر خاطرشان بگذرد محاسبه مىكنند، اگر امرى خدايى باشد در انجام آن تعجيل و اگر شيطانى باشد ترك مىكنند از پروردگارشان شرم دارند.
و نفس خود را در پيروى از اعمال شيطانى ملامت مىكنند، و اگر در الهى بودن عمل و يا شيطانى بودن آن شك داشته باشند در انجام آن تا ما دام كه با نور حق سبحانه تعالى روشن گردد، توقّف مىكنند چنان كه معصوم (ع) فرموده است: «هواى