ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٩ - قوله عليه السلام فاتقو الله عباد الله جهة ما خلقكم له،
١١- تقواى كسى كه، راه و روشها به او نمايانده شود، و او به چشم بصيرت راه خدا را دريابد، يعنى راه را بشناسد و براى پيمودن آن نهايت كوشش خود را بكار گيرد، در حالى كه از تاريكيهاى جهل و نادانى گريزان است راه حق را يافته و نجات پيدا كند آن گاه ثمرات پيمودن طريق حق را ذخيره آخرت خود قرار دهد.
بدين شرح كه راه حق رفتن و فرمان خدا بردن، ذخيره معادش گردد، و با سلوك در طريق حق محتواى وجودى خود را از ناپاكيهاى دنيا پاك، و در طول حيات، با خودسازى استعداد كمالات لازم در معاد را پيدا كند، و توشه مناسبى براى روز وفات خود فراهم آورد و آنچه براى سفر آخرت كه خود، مسافر آن است و سر منزل نيازش، بشدّت بدان محتاج است، آماده سازد، زيرا هر مرتبهاى از كمال كه انسان بدان دست يابد مقدّمهاى براى مرتبه بالاتر خواهد بود چه اگر مراتب پايين نباشند صعود به مراتب بالاى آخرت ممكن نيست و راهى براى كسب كمال و رفع نيازمندى در آن دنيا وجود ندارد.
(١٣٠٢٢- ١٣٠١٨)
منظور از كلام امام (ع): «قدّم زاد أمامه»
از پيش فرستادن زاد آخرتى كه فرا روى انسان قرار دارد و سرانجام بدان جايگاه منتقل مىگردد. همين حقيقت است كه نيازمندى دنياى ديگر را بايد از اين دنيا فراهم كرد.
(١٣٠٣٠- ١٣٠٢٣)
قوله عليه السلام: فاتّقو اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم له،
چون مقصود از خلقت شناخت حق تعالى و رسيدن بقرب اوست معناى جمله چنين خواهد بود: تقواى خود را در جهتى كه خداوند شما را بدان منظور آفريده است قرار دهيد، نه در ريا و شهرت و آوازه كه ارزشى نخواهد داشت.
كلمه «جهت» به عنوان ظرف در عبارت امام (ع) منصوب به كار رفته است. احتمال ديگر آن كه مفعول فعل نهفته «اقصدوا» باشد. در اين صورت معناى جمله چنين خواهد بود. با تقواى الهى هدفى را اراده كنيد كه به آن منظور آفريده شدهايد.