ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٥ - امام(ع) دو، ويژگى ديگر حق تعالى را كه موجب حمد و سپاس مىشود، بدين عبارت الذى لا تبرح منه رحمة و لا تفقد له نعمة بيان كردهاند
خداوند ايجاب كند. به لحاظ ادبى كلمه «غير» در عبارت حضرت به عنوان حال منصوب است.
(٩١٣٥- ٩١٢٦)
امام (ع) دو، ويژگى ديگر حق تعالى را كه موجب حمد و سپاس مىشود، بدين عبارت الّذى لا تبرح منه رحمة و لا تفقد له نعمة بيان كردهاند.
با توجّه به اين كه رحمت خداوندى زوال نمىپذيرد، و نعمتهايش تمام شدنى نيست. وجوب شكر حق تعالى امرى ضرورى و لازم به نظر مىرسد.
امام (ع) با آوردن اين عبارت كه رحمت خداوند مدام بر بندگان جارى و بخششهايش پايان ناپذير است و جايى نيست كه از نعمتهايش تهى باشد، افراد را بر اداى شكر حق تعالى ترغيب مىكند؛ (٩١٥٩- ٩١٣٨) و با ذكر خصلتهاى ششگانه خداوند كه موجب شكرگزارى مىشود، انسانها را، متوجّه عيوب دنيا كرده تا از آن شديدا متنفّر شوند؛ و در آغاز مىفرمايند: «دنيا بطور حتم از بين مىرود» و سپس از بزرگترين عيب دنيا «وجوب مفارقت و جدائى از آن»- كه اگر كمترين توجّه بدان شود، موجب عدم اعتماد و سلب محبّت آن مىشود- برحذر مىدارد؛ و آن گاه به دو ويژگى دنيا كه همواره توجّه انسانها را بخود جلب كرده و مىكند پرداخته است.
يكى از دو ويژگى مربوط بقوّه چشايى، يعنى شيرينى دنيا و ديگرى مربوط به قوه بينايى يعنى سرسبزى دنياست، لفظ «حلوة و خضرة» مجاز بكار رفته، و كنايه است از جهات ميل انسانى به دنيا. به كار بردن لفظ «حلوة» براى قوه چشايى و «خضرة» براى قوّه بينايى از باب به كار بردن لفظ جزء در مفهوم كل است.
هر چند دو صفت حلوة و خضرة بظاهر بيان كننده ستايش دنيا محسوب مىشوند، ولى منظور حضرت از به كار بردن اين دو صفت، مذمّت دنيا بوده است، بدين لحاظ براى پيشگيرى از اعتراض احتمالى، عبارتى را كه گوياى