ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٥ - حضرت فرمود فلم ار لى الا القتال أو الكفر
كه پيامبر (ص) ميان مسلمين در آب و علف چراگاهها برابرى و مساوات برقرار كرده بود.
٥- تعهّدات جنگى را از صدقات بيت المال پرداخت كرد. با اين كه خلافت ديانت بود.
٦- با وجودى كه عبد اللّه مسعود از بزرگان و دانشمندان صحابه امّت بود، بدستور عثمان چنان او را زدند كه بعضى از استخوانهاى پهلويش شكست و اين ستمى آشكار بود.
٧- تمام مسلمين را در جمعآورى قرآن بر قرائت زيد بن ثابت متقاعد و قرآنهاى ديگر را باطل كرد و آنها را سوخت با اين كه نوشتههاى ديگر قرآن نيز نازل شده بودند، و اين عملى بر خلاف رسول خدا (ص) و خلفاى بعد از پيامبر بود.
٨- عثمان به كتك زدن عمار بن ياسر اقدام كرد به طورى كه وى بر اثر كتك فراوان دچار فتق شد، با وجودى كه عمّار از شرافتمندترين اصحاب بود.
عثمان اين حديث كه: «عمّار بمنزله پوست ميان دو چشم من است و او را سپاه ستمگر مىكشند، و هرگز شفاعت من بدانها نخواهد رسيد» را از پيامبر شنيده بود. براى همين بود كه عمّار با شورشيان و دادخواهان در كشتن عثمان همكارى مىكرد. و روايت، شده است كه پس از كشته شدن عثمان، عمّار گفت:
كافرى را كشتيم.
٩- اقدامى كه بر عليه ابو ذر كرده، و سرانجام به ربذه تبعيدش كرد. با اين كه ابو ذر از اصحاب بزرگوار پيامبر بود و رسول خدا (ص) او را چنين ستوده بود [١].
١٠- عبيد اللّه عمر بن خطّاب را از حدّ واجب معاف داشت، با وجودى كه
[١] زمين بر پشت خود استوار نداشته و آسمان سايه نيافكنده بر كسى كه از ابو ذر راستگوتر باشد.