ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٠ - قوله عليه السلام و أشهد الى آخره
قوله عليه السلام: و أستعينه قاهرا قادرا
(١٢٦١٨- ١٢٦١٥) مقصود از استعانت، زاد و توشه خواهى از خداوند است، تا چنان كه شايسته است از او فرمان ببريم و راه حق را بپيماييم.
قاهر كسى است كه در محدوده سلطه او و بر خلاف دستورش هيچ نفسى بر نمىآيد و تمام موجودات تحت فرمان و اراده او حقير و ناچيزند و در احاطه قدرت بىپايان وى قرار دارند.
قادر كسى است كه اگر بخواهد كارى را انجام مىدهد و اگر نخواهد ترك مىكند. چنان كه قبلا توضيح دادهايم از اين تعريف اختيار فهميده مىشود، نه جبر، يعنى چنان نيست كه لزوما كار مورد علاقه را انجام دهد، و يا امر غير مطلوب را لزوما ترك كند. از تعريف فوق دانسته شد، كه خداوند به اعتبار اين دو صفت «قاهر» و «قادر» مبدأ استعانت و يارىخواهى است.
(١٢٦٢٣- ١٢٦١٩)
قوله عليه السلام: و أتوكّل عليه كافيا ناصرا
توكّل: عبارت از اين است كه انسان در باره چيزهائى كه بدانها اميدوار و يا از آن خائف و ترسان است به غير اعتماد كند.
كافى: يكى از صفات خداوند است و به اعتبار آن كه به هر كدام از مخلوقاتش آنچه از منفعت و دفع ضرر كه استحقاق آن را داشته باشند عطا مىكند، او را كفايت كننده مىگويند.
ناصر: يارى دهنده بندگان عليه دشمنان مىباشد، كه خداوند با افاضه هدايت و قوّت، خدا باوران را عليه كفّار به پيروزى مىرساند.
واضح است كه حق تعالى با دارا بودن اين صفات منشأ توكل بندگان است و انسانهاى مؤمن گشايش كار خود را به دست خداوند دانستهاند و امور خود را بدو وا مىگذارند.
قوله عليه السلام: و أشهد الى آخره
(١٢٦٤٠- ١٢٦٢٤) اين فراز از سخن امام (ع) در بيان اثبات رسالت و فوايد آن آمده است و سه ويژگى و خصوصيت را براى انبيا و بشرح زير