ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٣ - قوله عليه السلام و أيم الله الى قوله انفراج الرأس
شده است. گويند: اول كسى كه اين مثل را به معنى تفرقه شديد، در وصيّت به فرزندانش بكار برده اكثم بن صيفى بوده است. وصيّت اكثم به فرزندانش اين است: «فرزندانم، به هنگام سختيها بمانند جدا شدن سر، از هم جدا نشويد زيرا با تفرقه و جدايى عزّت خود را از دست خواهيد داد و بعد از آن قادر به اجتماع نخواهيد بود.»
در تفسير و توضيح «انفراج الرأس» اقوالى را نقل كردهاند از جمله:
الف- ابن دريد گفته است: معناى اصطلاح جدا شدن سر از بدن، شدّت جدايى و كمال تفرقه است، چنان كه، سر جدا شده هرگز به بدن متصل نمىشود.
ب- مفضّل در معنى اين اصطلاح گفته است: رأس نام مردى است كه يكى از آباديهاى شام به وى نسبت داده شده است، به آن آبادى دور افتاده، كه محل شراب فروشى است، بيت الرأس مىگفتهاند.
حسّان گفته است: چون آن آبادى داراى آب و عسل فراوان بوده بدان بيت الرأس مىگفتهاند. و چون آن مرد از خويشان و مكان اصلى خود جدا شد و هيچگاه به زادگاه خود برنگشت، براى جدايى و تفرقه ضرب المثل قرار گرفت.
ج- برخى گفتهاند، چون سر، چنين است كه اگر بعضى از استخوانهايش از بعضى ديگر جدا شود، بهبود و صحّت آن دشوار است، ضرب المثل شده است.
د- بعضى گفتهاند معناى عبارت امام اين است: «انفرجتم عنّى رأسا» يعنى بكلّى از من جدا شديد.
ه- گفتهاند اين جمله اصطلاح است براى كسى كه مىخواهد خود را رهايى ببخشد.
و- گفتهاند: معنى جدا شدن زن به هنگام وضع حمل از فرزند خود، با اين اصطلاح آورده مىشود كنايه از شدّت تفرقه است زيرا چنين جدا شدنى نهايت جدايى و فاصله است. امير مؤمنان (ع) در جاى ديگر نهج البلاغه براى بيان شدّت