ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠١ - مطلب نهم و من لا يستقيم به الهدى يجربه الضلال الى الردى؛
پيشگامان باز مىدارد و به ژرفاى درّه هلاكتزا سرازير مىكند، و اين خود، عين زيان و ضرر است با اين توضيح سرّ فرمايش امام (ع) از جمله: من لم ينفعه الحقّ يضرّه الباطل روشن و آشكار مىشود.
عقيده منكران عالم آخرت: برخى از مدعيان علم و دانش كه از درك اين ملازمه غافل بودهاند، گفتهاند: وعيدهايى كه در كتب آسمانى آمده صرفا براى ترساندن مردم است نه اين كه حقيقة در آن عالم براى بدكاران بدبختى و شقاوتى باشد، و براى اين عقيده خود به يك سلسله تمثيلات [١] خطابى استدلال كردهاند كه گر چه در مرحله نخست از مشهورات [٢] مىنمايد ولى وقتى كه خوب دقت شود از مشهورات نيست.
(٦٦٣٦- ٦٦٢٦)
مطلب نهم: و من لا يستقيم [٣] به الهدى يجرّبه الضّلال الى الرّدى؛
«كسى كه هدايت او را به راه راست نكشاند گمراهى به پستىاش مىكشاند.»
در توضيح اين جمله شارح مىگويد: از كلمه «هدى» روشنايى دانش و ايمان و از كلمه «ضلال» نادانى و خروج از فرمان الهى اراده شده است و معناى عبارت چنين است: هر كس را كه نور علم و ايمان و به فرمان عقل به راه خدا رهبرى نكند و او را به راه راست نكشاند، ناچار جهل و بىايمانى او را از راه صحيح به سوى افراط يا تفريط منحرف مىكند و ملازمه اين قضيه شرطيه نيز روشن است زيرا چون لازمه وجود هدايت، استقامت و پايدارى انسان در راه راست است، پس نبودن استقامت به وسيله هدايت لازمهاش نبودن اصل هدايت است و چون هدايت نباشد ضلالت و گمراهى جايگزين آن مىشود و وجود
[١] تمثيل در اصطلاح منطق به قضايايى گفته مىشود كه صرفا تشبيه فردى بفردى سبب حكم گردد.
مانند فلانى در شب راه مىرود و هر كه در شب راه رود دزد است پس فلانى دزد است.
[٢] مشهورات: قضايايى است كه زبانزد همه است ولى حقيقت ندارد.
[٣] در متن خطبه عبارت چنين است: و من لم يستقم بدون (ى) دوم.