ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٨٥ - قوله عليه السلام و كل نفس معها سائق و شهيد
(١٤٠٨٣- ١٤٠٧٩)
قوله عليه السلام: فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة.
در عبارت فوق لفظ «مخالب» را كه به معنى چنگال است براى مرگ بصورت استعاره بالكنايه بكار برده، و با كلمه «علوق» استعاره را ترشيحيّه كرده است؛ بدين لحاظ كه مرگ به درندهاى كه حمله مىآورد و شكار خود را پاره پاره مىكند تشبيه شده است. ممكن است لفظ «كأن» در عبارت فوق تخفيف يافته از «كأنّ» باشد، در اين صورت، اسم كأن، ضمير شأن نهفته است، و ممكن است «ان» بر اوّل فعل ناصبه، و كاف بر سر آن براى تشبيه به كار رفته باشد، به هر صورت در معنى تغييرى حاصل نمىشود.
(١٤٠٨٨- ١٤٠٨٤)
قوله عليه السلام: و انقطعت منكم علايق الأمنيّة
فراز فوق اشاره به اين است كه آرزوهاى دنيوى، از مال و ثروت و مقام و جاه و ديگر دلبستگيها با فرا رسيدن مرگ از ميان مىرود.
(١٤٠٩٢- ١٤٠٨٩)
قوله عليه السلام: و دهمتكم مفظعات الامور:
يعنى، بر شخص محتضر سكرات موت، عذاب قبر، و ديگر خطرات روز آخرت هجوم مىآورند.
(١٤٠٩٧- ١٤٠٩٣)
قوله عليه السلام: و السّياقة الى الورد المورود
مقصود از «سياقت» چنان كه پيش از اين گفتيم راندن با خوارى به سوى گور و منظور از «ورد مورود» صحراى محشر است.
(١٤١١٣- ١٤٠٩٨)
قوله عليه السلام: و كلّ نفس معها سائق و شهيد
اين عبارت امام (ع) از آيه شريفه: وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ [١]، گرفته شده است سائق آن چيزى است كه انسانها را به سوى محشر مىراند، و آن عبارت از حكم خداوندى، و عوامل نزديك به مرگ مىباشد، كه بر نفس انسان حاكميّت يافته و آن را به معادش باز مىگرداند. حال اگر انسان از بدكاران بدبخت باشد، واى بر او، چه دردآور و زجر
[١] سوره ق (٥٠) آيه (٢١): و هر نفسى را فرشتهاى براى حساب به محشر كشاند و فرشتهاى بر نيك و بدش گواهى دهد.