ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢١ - بخش پنجم خطبه
حكم قهر آميز قضاى الهى است كه بر عليه نفوس صادر مىشود. چنان قهر و خشمى كه امكان جواب ردّ دادن بر آن ميسور نيست.
مقصود از فصل الخطاب حتمى شدن حكم خداوند بر عليه آنها پس از ورود به محشر است، كه بحساب مال و منالشان رسيدگى شود. و حقوقى كه از حقّ النّاس بر ذمهشان باشد وصول شود.
و منظور از «مقايضة الجزاء» معاوضهاى است كه انجام مىگيرد، اخلاق و رفتار پست و زشت را كيفر، و اخلاق نيك و حق را پاداش مىدهند. ارزش كار هر كسى را به اندازه استعداد و پذيرشش بحساب آورده ادا مىكنند.
چيزى كه به نظر مىرسد بايد، در پايان اين بخش از شرح توضيح داده شود اين است كه به كار گرفتن لفظ در معناى مجازى و يا حمل معناى كلام بر معناى تأويلى بجاى معناى ظاهرى در كلام خدا و رسول و اولياء حق زمانى رواست كه يك دليل عقلى إجراى سخن را بر معناى ظاهر شما منع كند. چون در موضوع بحث ما تمام مسلمين به تبع از شريعت معاد را جسمانى دانستهاند و دليل عقليى هم كه جسمانى بودن معاد را منع كند وجود ندارد. نمىتوانيم بدرستى تأويلاتى كه در باره معاد آمده است قطع پيدا كنيم. بنا بر اين چنان كه ظاهر كلام امام (ع) دلالت دارد معاد جسمانى است.
بخش پنجم خطبه
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً- وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ مُضَمِّنُونَ أَجْدَاثاً وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً- وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِينُونَ جَزَاءً وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً- قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ- وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ- وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ- وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ (١٢٩٢٩- ١٢٨٧١)