ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٣ - ١٩ - قوله عليه السلام و منهم من خرقت أقوامهم تخوم الأرض السفلى إلى قوله المتناهية
و يا فاعل فعل كلمه «وساوس» است؛ در اين صورت نسبت دادن طمع به وسوسه نسبت مجازى است، چنان كه در كلام حق تعالى نيز چنين است آنجا كه مىفرمايد: وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها [١] منظور از «رين» غلبه يافتن شكهايى است كه لازمه وسوسههاست تا خرد فرشتگان را بپوشاند، و چشم باطنشان كه جلوههاى حق و پروردگارشان را مشاهده مىنمايند از كار بيندازد. طمع نبستن وسوسهها و يا شياطين در فرشتگان به اين دليل منتفى است كه اسباب آن يعنى نفس امّاره در آنها منتفى است.
(١٦٦٦١- ١٦٦٤٥)
١٨- قوله عليه السلام: منهم من هو فى خلق الغمام الى قوله لأبهم:
بعضى از فرشتگان در كار خلقت ابرها هستند. اين تقسيم كه امام (ع) انجام مىدهد، مربوط به مطلق و يا جنس فرشتگان است و آنچه تاكنون از اوصاف آنها گفته شد، مخصوص فرشتگان آسمان بود.
در شريعت به ما رسيده است كه در ابرها فرشتگانى قرار دارند كه خداوند را تسبيح و تقديس مىكنند. در كوهها و مكانهاى تاريك نيز فرشتگانى حضور دارند. البتّه اينان ملائكه زمين هستند. و يقينا آنچه، در خطبه اول راجع به فرشتگان گفته شد، دانستهايد (پس نيازى به تكرار آن نيست).
(١٦٦٨٩- ١٦٦٦٢)
١٩- قوله عليه السلام: و منهم من خرقت أقوامهم تخوم الأرض السفلى إلى قوله المتناهية:
برخى ديگر از فرشتگان گامهايشان تا منتهى اليه زمين پايين را شكافته و در آنجا قرار دارد. بى شباهت نيست كه اين دسته از فرشتگان آسمانى باشند.
لفظ «اقدام» يعنى گامها استعاره از دانش آنهاست كه بر تمام زمين پايين و اطراف آن إحاطة دارد وجه شباهت علوم با گامهاى روان و پوينده اين است كه علوم مورد علم يعنى معلوم را در مىنوردد و در آن جارى مىشود و به نهايت آن مىرسد.
[١] سوره زلزال (٩٩) آيه (٢): زمين سنگينيهاى خود را خارج مىكند.