ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٣ - قوله عليه السلام نحن اهل البيت منها بمنجاة و لسنا فيها بدعاة
اين كلامى دارند كه مىفرمايند: يارى بعضى از شما از بعضى مانند يارى كردن برده از اربابش مىباشد هنگامى كه ارباب حضور دارد از او فرمان مىبرد و هر گاه ارباب غايب شود از او بدگويى مىكند (اطاعت مردم از بنى اميّه نيز چنين است).
پس از بيان اين كه بنى اميّه مردم را تا سر حدّ برده تحقير مىكنند، بتوضيح فراگير بودن فتنه آنها پرداخته فتنه آنها را محدود به يك يا چند مورد نمىداند و از ديدگاه حضرت فتنه بنى اميّه بسيار سخت و دشوار همچون قطعههاى ظلمانى شب فرا مىرسد.
بعضى كلمه «فتنه» را فتن بنى اميّه بصورت جمع قرائت كردهاند، منظور جزئيّات شرور و بديهايى است كه در زمان دولت و حكومت آنها بر مردم وارد مىشد.
امام (ع) لفظ «شوهاء» را براى قبيح و زشت بودن عقلى و شرعى اعمال بنى اميّه استعاره به كار برده است. وجه شباهت منفور بودن رفتار آنهاست، چنان كه مردم از چهره زشت متنفّرند از كردار بنى اميّه نفرت دارند.
لفظ «قطع» را براى تكرار فتنه و آشوب از ناحيه حكومت بنى اميّه، استعاره به كار برده است. چنان كه اسبهاى مهاجمين براى جنگ و غارت فوج فوج وارد مىشوند. جاهليّت بنى اميّه در كلام امام (ع) اشاره به عدم مطابقت رفتار آنها با قوانين عدل الهى است، چنان كه حركات مردم دوران جاهليت چنين بود. نظر به همين معناست كه مىفرمايد: در زمان حكومت آنها پرچم هدايتى نيست و علم ارشادى ديده نمىشود. يعنى براى رهبرى امام عدل و قانون حقّى كه از آن تبعيت شود وجود ندارد.
(١٨٢٠٥- ١٨١٩٧)
قوله عليه السلام: نحن اهل البيت منها بمنجاة و لسنا فيها بدعاة
يعنى تنها ما اهل بيت پيامبر از گناهكارى آنها بدور بوده و در آن دخالتى نداشته و به پيروى از