ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٨ - قوله عليه السلام فقد أعذر الى آخره
٢- احتمال دوّم در معنى سخن حضرت اين است، كه چون در زمينه دستور عملى، زهد را به دارا بودن سه خصوصيت تعبير كردهاند، بصورت تبصرهاى بر دستور فرمودهاند كه اگر بر شما لزوم و ثناگويى خدا و انجام اعمال نيك دشوار است، به امور آسانترى بپردازيد. آن گاه در توضيح امور آسانتر به همان دليل كه در احتمال اوّل بيان كرديم طول آرزو را اجازه دادهاند. و سپس دستور مىدهند كه بايد مدام بياد نعمتهاى خداوند بود و بطور كلّى آنها را از ياد نبرد، كه اگر چنين باشيم بمنزله اين است كه مدام مشغول حمد و ثناى خداوند مىباشيم. پس از آن امر مىفرمايند كه بعوض انجام اعمال نيك در برابر محرمات صبر و شكيبايى نشان دهيم و در برابر خواستههاى شيطان مغلوب نشويم، زيرا صبر از شرابخوارى مثلا از روزه گرفتن و خوددارى از خوردن چيزهاى مباح و ديگر اعمال نيك آسانتر است. نتيجه كلام اين كه امام (ع) راه رسيدن به زهد را به دو طريق نشان دادهاند، تا انسانها براى تحقّق آن در وجود خود به هر طريق ممكن بكوشند.
(١٢٤٢٣- ١٢٤١٢)
قوله عليه السلام: فقد أعذر الى آخره
اين فراز از سخن امام (ع) تأكيد بر امريست كه به زهد و پارسايى كردند تا بيشتر انسانها را به سمت زهد و وارستگى جذب كنند، و با عبارت «حجج» به فرستادن انبيا اشاره فرمودهاند چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ [١].
لفظ «حجح» كه به معناى دلايل است، بر انبيا به عنوان استعاره بكار رفته است وجه شباهت ميان دليل و پيامبر اين است، كه هر دو، مطلب مورد نظر را اثبات مىكنند. چون ظهور انبيا قطع كننده زبان حال ستمكاران است، كه در روز
[١] سوره نساء (٤) آيه (١٦٥): پيامبرانى را بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاديم تا براى مردم پس از آمدن انبيا حجتى عليه خداوند نباشد.