ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠٣ - قوله عليه السلام و كنت اخفضهم صوتا و اعلاهم فوتا
چون در اشراف بر امور، انسان، به نوعى كنجكاوى، توجّه عميق، و دقّت نظر، در شناخت امور، و آزمودن آنها نيازمند است، ناگزير بايد، فكرى بلند را كه بدان وسيله حقيقت امور شناخته مىشود، به كار انداخت و ديده انديشه را در رسيدن به امور عقلانى به كار گرفت، و قوه خيال را براى جستجوى منابع احساسات به كار بست.
بنا بر اين واژه «تطّلع» را به عنوان استعاره از مراحل تحقيق به كار گرفته و به كنايه آوردهاند. يعنى شناخت من از امور به هنگام كوتاهى ديگران، در شناخت كارها و انجام وظايف آنان بوده است.
لفظ تقبّع كه در لغت به معناى سر در زير دو دست مخفى كردن به كار رفته، در عبارت حضرت به طور استعاره از كوتاهى فكر و عدم توجّه به امور آمده، كه دقيقا معناى ضدّ «تطّلع» را دارد، بدين توضيح كه «تطّلع» كشش فكرى و بكار افتادن ذهن در شناخت امور است، و «تقبّع» كوتاهى انديشه و ناتوانى آن از شناخت امور.
(٨٣٢١- ٨٣١٦)
قوله عليه السلام: و مضيت بنور اللّه حين وقفوا
عبارت امام (ع) كه فرمودهاند: با نور خداوند راه خود را به هنگامى كه ديگران، متوقف بودند، پيمودم اشاره به فضيلت و دانش آن جناب دارد. يعنى من راه حق را مطابق با دانش كه همان نورانيّت خداوند باشد، كه دارنده آن هرگز به گمراهى نمىافتد پيمودم. و اين موقعى بود كه ديگران، سرگردان، مردّد و ناآگاه به هدف و چگونگى راهپيمايى به سوى آن بودند.
حضرت اين فضايل را براى خود اثبات و هر فضيلت را كه براى خود آورده، يك رذيله اخلاقى را براى اين مدّعيان دين و ديانت ذكر كرده، تا برترى خود را نسبت به آنها بيان كند.
(٨٣٢٨- ٨٣٢٢)
قوله عليه السلام: و كنت اخفضهم صوتا و اعلاهم فوتا [١]
[١] در شرح خطبه كلمه «فوتا» صوتا بكار رفته است فوت به معناى سبقت آمده است.- م