ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٦ - شرح
پرچم «عنزه» كه حدود چهار هزار سوار بودند و در صفّين با على (ع) حضور داشتند خواند دو نفر از جوانهاى آنها گفتند: «لا حكم الّا للّه» (فرمانى جز فرمان خدا نيست) و سپس بر سپاهيان معاويه حمله كردند، و پس از درگيرى سختى كشته شدند. اين دو نفر اوّل كسانى بودند كه حكميّت را رد كردند.
اشعث بن قيس عهدنامه را پيش قبيله «مراد» و بنى راسب، و بنى تميم برد و متن عهدنامه را بر آنها خواند، همگى گفتند: حكمى جز حكم خدا نيست، ما به اين عهدنامه رضايت نداريم و افراد را در باره دين خدا حكم قرار نمىدهيم.
اشعث بازگشت و جريان را به على (ع) طورى خبر داد كه امير المؤمنين (ع) مخالفت آنها را كوچك شمرد و تصوّر حضرت اين شد، كه آنها تعدادى اندك هستند.
هنگامى كه جريان حكمين به مخالفان رسيد، آن را رعايت نكردند، جمعيّت از هر طرف فرياد برآوردند: جز حكم خدا حكمى نيست، حكم از آن خداست اى على، نه حق تو، ما وقتى كه حكميّت را قبول كرديم، اشتباه كرديم، اينك به سوى خدا باز مىگرديم و توبه مىكنيم، تو نيز در پيشگاه خداوند توبه كن، و گر نه از تو بيزارى مىجوييم.
امام (ع) پيشنهاد مخالفان را رد كرد و فرمود: واى بر شما اگر از عهد و پيمان خود برگرديم با فرموده حق تعالى كه دستور مىدهد وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ [١]: چه كنيم؟، خوارج از سخن حضرت پند نگرفتند و آن را رد كردند، حكميّت را گمراهى دانستند و آن را به باد تمسخر گرفتند. و از امير المؤمنين (ع) بيزارى جستند. امام (ع) از آنها كناره گرفت. ابتدا خوارج در محلّى بنام «حرور» اجتماع كردند و بدين دليل حضرت آنها را حروريّه ناميد، در آن مكان امام (ع) با آنها گفت و گويى انجام داد و مناظرهاى كرد، دو هزار نفر از عقيدهشان برگشتند.
باقيمانده آنها به نهروان رفتند و در آن روز فرمانده آنها شخصى بود به نام
[١] سوره نحل (١٦) آيه (٩١): هرگاه پيمان بستيد بدان وفا كنيد.