ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٥ - شرح
مردى سياه چهره خواهد بود كه يكى از دو دستش ناقص و شبيه پستان زنان است و يا داراى يك انگشت است. او را گروهى بر حق خواهند كشت.
در كتاب مسند احمد بن حنبل از مسروق نقل شده است، كه عايشه همسر رسول خدا، به من گفت: اى مسروق تو به منزله اولاد من و دوستترين فرد هستى نسبت به من، آيا از «مخرج» (ناقص الخلقه) چيزى مىدانى؟! در پاسخ گفتم: در كنار رودى كه به قسمت بالاى آن تأمر و به قسمت پايين آن نهروان مىگفتند جايى است بين لخاقيق و طرفاء. على بن ابى طالب (ع) او را كشت. عايشه پرسيد اگر براى اين ادّعاى خود دليلى دارى بياور. افرادى را حاضر كردم و در نزد عايشه گواهى دادند كه مخرج در نهروان بدست على (ع) كشته شد. سپس من عايشه را به حرمت پيامبر سوگند دادم كه اگر از رسول خدا (ص) در باره آن شخص چيزى مىداند. بگويد.
عايشه گفت: از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: آنها بد سرشتترين مردمند، به دست بهترين خلق و نزديكترين فرد به خدا و نيكو سرشتترين شخص كشته خواهند شد.
امّا سبب خروج آن گروه بر حضرت: پس از اين كه امام (ع) از ناحيه اصحابش مجبور به قبول حكميّت شد. آنها چنين وانمود كردند كه امام (ع) بر اين امر رضايت داشته است. با وجودى كه آن بزرگوار اصحابش را از قبول حكميّت برحذر داشت، آنها را پند و اندرز داد، ولى آنها توجّه نكردند و عهدنامه حكميّت را نوشتند.
اشعث بن قيس آن را گرفت و به رؤيت پيروان معاويه رساند و آنها رضايت خود را اعلام كردند و سپس به رؤيت بعضى از اصحاب امير المؤمنين (ع) رساند و آنها نيز اظهار رضايت كردند.
ولى وقتى كه اشعث بن قيس عهدنامه متاركه جنگ را بر جمعيّت تحت