ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٠ - قوله عليه السلام و انى لعالم الى قوله أودكم
داد. هر كس تا سه روز آماده حركت و اطاعت از مهلّب نشود، رواست كه خونش را بريزند. در همين رابطه عدّه زيادى را كشت. مردم با عجله براى حركت و پيروى از مهلّب آماده شدند؛ چنان كه تاريخ نشان مىدهد بيشتر سلاطين همين سياست ارعاب و تهديد را داشته و دارند.
(١١٣٧١- ١١٣٦٥) عبارت امام (ع) كه: «من اصلاح شما را به بهاى تباه شدن نفس خود روا نمىشمارم» بدين معنى است: من مجاز نمىدانم كه خونتان را بريزم تا بزور شما را براى جنگ گسيل دارم، چنان كه پادشاهان، هنگام تثبيت حكومت خود چنين مىكنند و دين خود را به تباهى و فساد مىكشند، امام صلاح نمىدانست كه با تهديد و قتل آنها را تسليم حكم و فرمان كند زيرا موجب تباهى و فساد ديانتش مىشد؛ و چون طبق قاعده عقلى، و حكمت، اصلاح ديگران فرع بر اصلاح نفس مىباشد، از شخصيّتى مثل امام (ع) انتظار نمىرفت كه نفس خود را فاسد كند تا ديگران اصلاح شوند.
حال اگر اشكال شود كه جهاد فراروى امام عادل واجب است، بنا بر اين لازم بود كه امام (ع) بر آنها تحميل كند؛ با اين حساب چرا آن حضرت اجازه قتلشان را نداشت؟
پاسخ اين اشكال را به دو صورت مىتوان داد بشرح ذيل:
١- براى ترك هر واجبى نمىتوان افراد را كشت. مثلا اگر كسى حج را ترك كند. در ازاى ترك اين واجب كشته نمىشود.
٢- بعيد نبود كه اگر امام (ع) به خاطر ترك جهاد، دست به قتل و كشتار آنها مىزد از اطرافش پراكنده مىشدند و به دشمن حضرت مىپيوستند و يا او را تسليم دشمن مىكردند. و يا كمر به قتلش مىبستند. هر يك از اين امور فساد كلّىترى بود و از كنارهگيرى آنان از جهاد در راه خدا و نپذيرفتن دعوت امام (ع) در بعضى موارد خطر بيشترى داشت.