ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠٢ - قوله عليه السلام نطقت حين تعتعوا تمنعوا
[شرح]
(٨٣٠٣- ٨٢٨٦) نظر بعضى از شارحان نهجالبلاغه اين است كه سخنان حضرت در اين زمينه چهار قسمت و بسيار طولانى بوده است. سيد رضى (ره) يك قسمت را انتخاب و در اين مورد آورده كه حضرت اين بيانات را پس از جنگ نهروان ايراد كرده و در آن به سرگذشت خود از زمان رحلت رسول خدا (ص) تا درگيرى نهروان اشاره فرموده است.
(٨٣١١- ٨٣٠٤) امام (ع) در فصل اول گفتارش: فقمت بالأمر ... برهانها سخن را به عنوان بيان افتخار و اثبات فضيلت و برترى خود، بر ديگر صحابه، به منظورى آغاز مىكنند كه فايده پذيرش رأى و اراده خود را گوشزد كنند و آنان را ارشاد نمايند.
قيام آن حضرت به هنگامى كه ديگران سستى ورزيدند، دليلى بر فضيلت شجاعت آن بزرگوار مىباشد. يعنى به فرمان خداوند در كنار پيامبر و پس از رسول حق در جنگها و در مراحل سخت و دشوارى كه ديگران از رويارويى دشمن ضعف نشان مىدادند بپا خاستم، و به هنگامى كه سستى نشان دادند، قيام كردم. البتّه ادّعاى آن بزرگوار در باره يارى دين و رسول خدا امرى روشن و غير قابل انكار است.
(٨٣١٥- ٨٣١٣)
قوله عليه السلام: نطقت حين تعتعوا [تمنّعوا]:
«سخن گفتم به معناى ديگران سكوت اختيار كردند». اشاره به ويژگى فصاحت روانى سخن و خصلت علم و دانش آن بزرگوار دارد. يعنى در قضاياى مهمّ، و احكام مشكل، و ميدان سخنورى كه بليغان و سخنوران درمانده بودند، سخن گفتم. نطق و سخنورى خود را كنايه از درماندگى، رسوايى و سرافكندگى آنان آورده است.
در ادامه خطبه فرمودهاند: وقتى كه ديگران گوشهگيرى و عافيت طلبى پيشه كردند، و يا اصولا به فكر چيزى نبودند، من در شناخت امور دقت نظر داشتم.
اين سخن حضرت، اشاره به بزرگ همّتى آن جناب، در به دست آوردن آنچه كه براى انسان، از شناخت امور، و آزمايش و توجّه به منشأ و موارد آنها لازم است، مىباشد. همّت بلند، خصلتى است كه با شجاعت رابطه دارد.