ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١١ - شرح
(١٢٧٣٥- ١٢٧٣٣) ٢- قنصّها له ما حبلها: دنيا انسانها را با ريسمان محبت گرفتار مىسازد.
اين عبارت كنايه از اين است كه دنيا مىتواند ريسمان محبت خود را بگردن دنيا خواهان افكند. و خصوصيات پست و بى ارزش خويش را به نفس آنها منتقل كند. سخن امام (ع) به عنوان استعاره بالكنايه به كار رفته است.
(١٢٧٣٨- ١٢٧٣٦) ٣- كونها اقصدت له بأسهمها دنيا: تيرهاى زهرناك خود را بر هدف نشانده است. لفظ «اسهم» براى بيماريها و علّت مرگ استعاره آورده شده است و «اقصاد» كنايه از به هدف خوردن تيرهاست. دنيا تشبيه شده است به تيراندازى كه تيرش به خطا نمىرود.
(١٢٧٥١- ١٢٧٣٩) ٤- كونها أعلقته حبال المينة: كمندهاى مرگ دنيا، گردن انسانها را بدام انداخته است. لفظ «حبال» (ريسمانها) از اسبابى كه انسانها را بنا بودى مىكشاند استعاره آمده است و كلمه قائد كنايه از گرفتار آمدن بيمار در كند بيمارى است، كه در نهايت به مرگ و تنگناى گور و وحشت رجوع به پيشگاه خداوند منتهى مىشود، و در حقيقت اشاره به پيش آمدهاى ناگوارى است، كه افراد جاهل و نادان به هنگام بازگشت به دنياى حق و دربار خداوند، دچار وحشت فراق از امور دوست داشتنى دنيا همچون مال و منال و فرزند مىشوند.
در عبارت فوق صفات دنيا به صفات صيّاد تشبيه و جمله بعنوان استعاره به كار رفته است. يعنى همان طورى كه صيّاد مدام در صدد به دام انداختن صيد است دنيا نيز همين خصوصيّت را داراست.
(١٢٧٥٧- ١٢٧٥٢) مقصود از «معاينة المحل» مشاهده آخرت، جايى كه بحساب عمل افراد رسيدگى مىشود. يعنى پاداش افراد نيك يا بد بدانها خواهد رسيد.
(١٢٧٨٢- ١٢٧٥٨) قوله عليه السلام: و كذلك الخلف. الى آخره. يعنى مردم با وضع غفلت آميز خود، زندگى دنيوى خود را ادامه مىدهند و حاضران براه گذشتگان مىروند. نه، توجّه به مرگ آنها را از پيروى نفس باز مىدارد، و نه آيندگان از