ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٩ - شرح
نعمتى را مانند بهشت نديدهام كه خواهان آن بخوابد، و نه هيچ عذابى مانند دوزخ را، كه فرارى از آن، غفلت ورزد! و باز آگاه باشيد، هر كه را حق سود نرساند؛ باطل به او زيان مىرساند و هر كه را هدايت به راه راست نكشاند، ضلالت به چاه گمراهيش اندازد. آگاه باشيد به شما فرمان كوچ دادهاند، و براى برگرفتن زاد و توشه هدايتتان كردهاند. مردم، دو چيز است، كه من براى شما نسبت به آن دو امر، سخت بيمناكم. «پيروى هواى نفس كردن و آرزوهاى دور و دراز داشتن.»
بنا بر اين از دنيا، زاد توشه تقوا و عمل شايسته، براى فرداى خود برداريد.»
[شرح]
(٦٩١٦- ٦٦٦٩) مرحوم سيد رضى، پس از ذكر اين خطبه شريفه آن را مورد ستايش قرار داده، و چنين مىگويد: «تنها سخنى كه مىتواند انسانها را به زهد، نسبت به دنيا و كار براى آخرت وادار كند، اين سخنان برجسته امام (ع) است؛ كه دلبستگى انسان را از آرزوهايش مىكند و جرقههاى پندپذيرى و تنفّر (از گناه) را در وجود او روشن مىسازد»؛ و از شگفتترين فرازهاى اين خطبه اين است: «آگاه باشيد كه امروز روز تمرين و فردا روز مسابقه است، جايزه برندگان، بهشت و سرانجام بازندگان آتش جهنّم است.» در اين سخن گرانقدر- علاوه بر شكوه لفظ و عظمت معنا و درست مجسّم كردن مطلب و تشبيههاى واقعى- رازى شگفت و معنايى ظريف نهفته است؛ آنجا كه مىفرمايد: و السّبقة الجنّة و الغاية النّار؛ امام (ع) در اين دو جمله، راجع به نتيجه مسابقه كه دو معناى مختلف دارد دو لفظ متفاوت آورده است و چنانكه در مورد بردن و پيروزى به جمله: السبقة الجنّة تعبير فرموده، در مورد باختن به: و السبقة النّار تعبير نكرده است؛ زيرا معمولا سبقت گرفتن، نسبت به امور دوست داشتنى است، و اين، صفت بهشت است و در دوزخ و آتش آن اين معنا، وجود ندارد و از آن به خدا پناه مىبريم، بنا بر اين، چنين تعبيرى درست نبوده است، پس به اين علت امام (ع) مىفرمايد: و الغاية النّار؛ زيرا غاية كه به معناى مطلق پايان است چيزى است كه آدمى ناگريز به آن مىرسد. بنا بر اين،