ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠٦ - بخش سوم گفتار حضرت اين است رضينا عن الله قضاءه
كردن به حال آنان و همّت گماشتن به احقاق حقّ آنهاست. روشن است كه هر كس، به حال انسانها توجّه كند، آنها را گرامى داشته است.
امام (ع) گراميداشت افراد ذليل را، تا زمانى كه حقّشان را، از زورمداران بگيرد تعيين كرده است. همچنين، بىاعتبارى زورمداران در نزد آن بزرگوار، تا بدان هنگام خواهد بود كه: حقوق ديگران را از آنها بگيرد. ناتوانى نيرومند، به معنى محكوميّت و مغلوب بودن وى تا زمانى است كه حقّ مظلوم از آنها ستانده شود.
اگر در زمينه فرمايش حضرت اشكالى شود كه از عبارت آن جناب چنين استفاده مىشود، پس از گرفتن حقّ مظلوم از ستمگر، آن دو در نظر امام (ع) برابر نيستند، و توجّه به زورمداران بيشتر خواهد بود، و اين از عدالت بدور است.
در پاسخ گفته خواهد شد كه مقصود از فرمان به برابرى، توجّه در ميان انسانها، در اين مورد خاص، گرفتن حق مظلوم از زورمدار و نبودن مظلمهاى در ميان آنهاست. و اين مساوى بودن توجّه را بين ضعيف و قوى، جز بدين لحاظ ايجاب نمىكند.
گرامى داشتن شخص نيرومند و اكرام وى، در صورتى كه ستمگر نباشد، زشت نيست چرا كه قدرتمند اگر داراى فضيلت باشد، از نظر دين و ديانت اكرامش واجب و لازم است.
(٨٣٧٤- ٨٣٦٧)
بخش سوّم گفتار حضرت اين است: رضينا عن اللّه قضاءه ....
«به قضاى الهى راضى و تسليم فرمان او هستم» در علت بيان اين قسمت از خطبه روايت شده است كه امام (ع) به فراست دريافته بود. گروهى آن بزرگوار را در باره اخبارى كه از رسول خدا (ص) از امور غيبة نقل كرده است متهم كرده و نسبت دروغ دادهاند. و از اين فراتر با او بگومگوى لفظى داشتهاند.
هنگامى كه امام (ع) فرمود: از من سؤال كنيد پيش از آن كه از ميان شما بروم، بخدا سوگند اگر سؤال كنيد از جمعيّتى كه صد نفر را گمراه و يا ارشاد نمايند