ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
(١٠٥٦) ٥٦- از سخنان امام (ع) است
أَمَّا إِنَّهُ سَيَظْهَرُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ- مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ يَأْكُلُ مَا يَجِدُ وَ يَطْلُبُ مَا لَا يَجِدُ- فَاقْتُلُوهُ وَ لَنْ تَقْتُلُوهُ- أَلَا وَ إِنَّهُ سَيَأْمُرُكُمْ بِسَبِّي وَ الْبَرَاءَةِ مِنِّي- أمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِي فَإِنَّهُ لِي زَكَاةٌ وَ لَكُمْ نَجَاةٌ- وَ أَمَّا الْبَرَاءَةُ فَلَا تَتَبَرَّءُوا مِنِّي- فَإِنِّي وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِيمَانِ وَ الْهِجْرَةِ (١٠٢٧٣- ١٠٢١٩)
[لغات]
(رحب البلعوم): كسى كه مجراى حلقش گشاد باشد.
(مندحق البطن): شكم بزرگ و برآمده.
[ترجمه]
«اى مردم كوفه! آگاه باشيد كه بزودى پس از من، مردى گشاده گلو و برآمده شكم، بر شما مسلط مىشود كه هر چه بيابد، بخورد و هر چه نيابد بجويد، (منظور معاوية بن ابى سفيان بود كه بر اثر نفرين پيامبر (ص) هر چه مىخورد سير نمىشد، مىگفت: خسته شدم و سير نشدم).
اگر بر او دست يافتيد بكشيدش، ولى هرگز نمىتوانيد او را بكشيد. بدانيد و آگاه باشيد، بزودى آن مرد به دشنام گفتن و بيزارى جستن از من، شما را امر مىكند، اگر ناچار شديد كه جان خود را نجات دهيد. مرا دشنام گوييد رواست، چه اين كه دشنام گويى شما از روى ضرورت سبب بلندى مقام من، و موجب