ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٠ - قوله عليه السلام و لا يهرم خالدها و لا ييأس ساكنها
«دليل پايان نيافتن نعمتهاى بهشتى» اين است، كمالى كه بر اثر پرستش و عبادت براى انسان حاصل و موجب سعادت بهشت شود، ملكات و خصلتهايى هستند كه در جوهر ذات انسان استوار مىشوند، و او را قابل فيوضات و فيض گرفتن از جانب فياض مىكنند و تغييرى در آنها حاصل نمىشود، ما دام كه اين قابليّت در جوهر ذات انسان پايدار باشد فيض حق همچنان برقرار خواهد بود، مگر نه اين است كه او بخشنده مطلق است و بخل و امتناعى در ذات او نيست.
اين جمله امام (ع) كه: و لا يظعن مقيما؛ اقتباس از آيات كريمه قرآن شده است.
آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد: لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ خالِدِينَ فِيها. [١]
و باز مىفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا [٢]. زيرا نعمتهاى ابدى ذاتا مطلوب هستند و چون ممنوعيّتى در صرف و خرج آنها نيست، طبيعتا كسى از آنها دل زده نمىشود.
(١٤١٣٨- ١٤١٣١)
قوله عليه السلام: و لا يهرم خالدها و لا ييأس ساكنها
يعنى اهل بهشت گرفتار بد حالى نمىشوند، و چون لازمه پيرى رنج و محنت و بد حالى است بدين سبب بهشتيان پير نمىشوند تا دچار بد حالى شوند، غصّه و غم از ساكنان بهشت بدور است بدليل فرموده حق تعالى كه از بهشتيان حكايت كرده و مىفرمايد:
وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها [٣].
چون غم و اندوه به سراغ بهشتيان نمىرود، بنا بر اين پير هم نمىشوند.
[١] سوره لقمان (٣١) آيه (٨): براى نيكان بهشت نعمتهاست و همواره در آن جاويد خواهند بود.
[٢] سوره كهف (١٨) آيه (١٠٧ و ١٠٨): آنان كه ايمان بياورند و كارهاى شايسته انجام دهند، جنات فردوس را خواهند داشت در آن فرود آيند و خواهان دگرگونى وضع نخواهد بود.
[٣] سوره فاطر (٣٥) آيه (٣٤ و ٣٥): اهل بهشت مىگويند سپاس شايسته خداوند است كه اندوه را از ما بدور كرد، زيرا او هم آمرزنده است و هم پاداش شكرگزارى را ادا مىكند، خداوندى كه از فضل خود ما را در جايگاه هميشگى وارد كرد و در چنين مكانى سختى و دشوارى ما را فرا نمىگيرد.