ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٠٧ - فرمود دعونى و التمسوا غيرى
يك فرد به حساب مىآيم و شايد هم نسبت به خليفهاى كه شما انتخاب كنيد مطيع و فرمانبردارتر باشم. من اگر وزير شما باشم بهتر از آن است كه امير شما باشم».
[شرح]
از محتواى سخن امام (ع) در اين خطبه چنين استفاده مىشود، كه براى ايجاد علاقه در هر امر مطلوبى لازم است كه دشوارى و منعى بوجود آيد، تا قدرش بخوبى دانسته شود. فلسفه و حكمت اين امر اين است، كه اگر كسى چيزى را به اصرار بخواهد و از آن باز داشته شود، در به دست آوردن آن حرص مىورزد. طبيعت انسان چنين است كه نسبت به امور ممنوعه حرص دارد. و از آنچه سريع به دست آورد، بزودى متنفّر مىشود. امام (ع) با عدم پذيرش خلافت در آغاز رغبت و ميل آنها را شديدا بر انگيخت تا در قبول خلافت اصرار بورزند.
زيرا انتقال خلافت به امام (ع) بعد از دگرگونيهايى بود كه در دستورات دينى پديد آمده بود و قتل عثمان اتّفاق افتاد و مردم بر ريختن خون او جرأت يافتند در زمينه اين حوادث و تحولات، نياز بود كه روحيّه مردم را تقويت و آنها را بر قواعد حق و دستورات الهى تشويق كند تا رغبت و ميل آنها را بر خلافت خويش بيش از پيش فزونى بخشد. با توجّه به وضع موجود و عاقبتنگرى لازم، (١٧٨٨٠- ١٧٨٦١)
فرمود: دعونى و التمسوا غيرى
مرا رها كنيد و ديگرى را براى اين امر بجوييد.
مگر نمىبيند كه پس از انكار قبول خلافت امام (ع) آنها را توجّه مىدهد كه: فرا روى ما حوادث گوناگون و مشكلى قرار دارد. مقصود حضرت از تذكّر مشكلات آينده، جلوگيرى از اشكال تراشى است تا وحدت كلمه پيدا كرده برخى از آنها موجب پايدارى ديگران گردند و در نهايت صلاحپذير و آماده رويارويى پيشآمدهاى سخت و دشوار آينده باشند.
علّت نپذيرفتن خلافت، حوادث ناگوار آينده و پيمان شكنى بعضى از عناصر نامطلوب بود كه در آغاز خلافت اصرار فراوانى بر قبول حكومت امام (ع)