ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٢ - قوله عليه السلام «ليس معه اله غيره»
اندوهى شديد بر آن حضرت هجوم آورد، بپاخاست و براى مردم خطابهاى ايراد كرد، و فرمود: «سپاس خداى را ...» و در پايان خطبه به شعر دريد تمثّل جست.
در بعضى از روايات، اين جملات نيز آمده است: «بهوش باشيد اين دو مردى كه شما براى داورى انتخاب كرديد، حكم كتاب را پشت سر گذاشتند، و آنچه را قرآن ميرانده بود، زنده كردند، و هر يك از آن دو، هواى نفسش را پيروى كرده، و بى دليل و برهان، حكمى صادر كردند و آن گاه، در داوريشان بر خلاف رفتند، و هيچ يك از آنها را خداوند هدايت نفرمود. شما براى جهاد در راه خدا و به راه افتادن و حركت كردن آماده شويد، و در روز فلان، در لشكرگاه خود حاضر باشيد». داستان حكميت و علت آن را تاريخ نقل كرده است، علاقمندان به مطالعه بيشتر به كتب تاريخى معتبر مراجعه كنند.
لغات «خطب» امر بزرگ، پيشآمد عظيم «فدحه الأمر»: وقتى كه مشكل كار شخص را به مشقّت اندازد، سنگينى كار. «جافى» داراى طبيعت دير آشنا؛ كسى كه سرشتش از الفت دورى گزيند و به همين دليل با ديگران قطع رابطه كند.
(٨١٣٣- ٨١١٣)
قوله عليه السلام: «الحمد للّه ... الجليل»
سپاس خداى را هر چند روزگار كارهاى بزرگ و پيشامدهاى دشوار فرا رويم قرار دهد. در اين كه چرا حضرت، خير و شر را به روزگار نسبت داده است قبلا توضيح داديم منظور امام (ع) از اين عبارت اين است كه در خوشحالى و بدحالى، در هر حال خدا را سپاس مىگويم.
«ان» در جمله حضرت براى بيان غايت و نهايت امر به كار رفته است.
از آغاز خطبه چنين فهميده مىشود كه جريان حكميت را به اتّفاقى بزرگ و پيشآمدى سخت و دشوار تعبير كرده است و در عين حال، خداوند را در رويارويى با اين دشواريها شاكر و سپاسگزار است.
(٨١٣٧- ٨١٣٤)
قوله عليه السلام: «ليس معه اله غيره»
تاكيدى بر معناى كلمه توحيد و تثبيت محتواى آن است. پس از حمد خداوند، حضرت سرپيچى از فرمان مشاورى