ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٥ - شرح
كشيده مىشوى. شدايد زيادى را خواهى ديد و متحمل سختيهاى فراوان خواهى شد. به يقين مىدانم كه هيچ ستمگرى بر تو قصد بدى را نخواهد كرد جز اين كه خداوند او را دچار گرفتارى كند و يا قاتلى را بر او بگمارد.»
[شرح]
(٩٣١٧- ٩٢٨١) مخاطب حضرت در اين سخن شهر كوفه است، لفظ «بك» خبر است براى «كأنّ» كلمات: تمدّين، تعركين، تركبين بنا بر اين كه در جمله معناى حال دارند منصوبند. معناى ضمنى خطاب امام (ع) چنين است، گويا من حاضرم و آينده تو را اى شهر كوفه در حالى كه دست ستمگران به سوى تو به انواع ستم گشوده شده است مىبينم، لفظ «مدّ» به معناى كشيدن كنايه از همين مفهوم است گستردگى ستم ستمگران را تشبيه كرده، به چرم در حالى كه كشيده شود. وجه مشابهت، شدت وقوع ظلم، ستم بلا و مصيبت است چنان كه پوست دبّاغى محكم. نهايت امتداد و كشش را تحمّل مىكند. حضرت لفظ «عرك» به معنى خوب مالش دادن است را به مناسبت همين تشبيه بكار برده است و لفظ «ركوب» از جهت شقاوت و سختگيرى سواران متجاوز، به كار رفته است. واژه «زلازل» براى بيان تشبيه ستمهايى است كه واقع مىشود و حال ساكنان زمين را مضطرب و هراسناك مىسازد.
امام (ع) بعد از بيان حال شهر كوفه، نگاه دوّمى به افراد ستمگر، كه داراى مقاصد سوء و هدفهاى بد مىباشند و از ناحيه آن افراد بلاهايى به وقوع مىپيوندد، افكنده، مىفرمايند: آنها جبّارانى هستند كه خداوند برخى را به گرفتارى درونى خودشان دچار مىكند كه نتوانند سوء نيّتشان را عمل كنند، و يا تصميم به خراب كردن جايى بگيرند. و برخى ديگر به دست قاتلينى گرفتار گرديده كشته مىشوند.
مصيبتهايى كه مردم كوفه بدانها گرفتار شدند، و سختيهايى كه آنان را