ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٥ - قوله عليه السلام حتى اذا تصرمت الامور؛
(١٢٨٠٨- ١٢٧٩٦)
قوله عليه السلام: أخرجهم من ضرايح القبور و أوكار الطّيور و اوجرة السّباع و مطارح المهالك
اين فراز سخن امام (ع) اشاره به گرد آمدن اجزاى پراكنده انسانها براى حضور در معاد دارد، و روشن مىسازد كه همگان چه آنها كه در ضريح و قبرشان قرار داشته باشند و يا آنها كه خوراك پرندگان و درندگان شده باشند و يا آنها كه در صحنههاى پيكار بهلاكت رسيده و مفقود الأثر باشند و ... از محلّ دفن و قرارگاه خود بيرون آمده، اجزاى پراكنده بدنشان تركيب شده و در صحراى محشر حاضر مىشوند.
اگر اشكال شود كه، هرگاه انسانى را انسان ديگرى بخورد، و از راه تغذيه مقدارى از جسم اين، ضميمه بدن آن ديگرى شود، اعاده اين دو در قيامت چگونه است؟ زيرا اجزاى مشترك با هر بدن كه محشور شود، بدن ديگرى ناقص مىگردد. [١]
در پاسخ اين اشكال مىگوييم: عقيده محقّقان از متكلّمين اين است كه هر بدنى اجزايى اصلى دارد كه از آغاز عمر تا پايان، در آنها تغيير و تبديلى حاصل نمىشود. اجزاى ديگر بدن زايد به حساب مىآيند هر دو قسمت «اصلى و زايد» در قيامت مبعوث مىشوند. آنچه كه ضميمه بدن آكل مىشود، اجزاى زايد بدن انسان است و در قيامت به مأكول باز مىگردد و اين زيانى به اجزاى اصلى بدن آكل وارد نمىكند. چون به اجزاى زايد بدن امورى اعتبارى هستند.
به نظر بعضى از فضلا اين گفتار امام (ع) را مىتوان به گونهاى تأويل كرد، كه با ادّعاى معتقدين به معاد روحانى تطبيق كند.
(١٢٧٨٩- ١٢٧٨٦)
قوله عليه السلام: حتى اذا تصرّمت الامور؛
يعنى احوال و چگونگى هر يك
[١] به نظر مىرسد كه اين همان شبهه آكل و مأكول ابن كمونه باشد- م.