ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٤ - ٣٦ - قوله عليه السلام و لم يختلفوا فى ربهم باستحواذ الشيطان عليهم
(١٦٩٣٥- ١٦٩٠٨)
٣٦- قوله عليه السلام: و لم يختلفوا فى ربّهم باستحواذ الشّيطان عليهم:
شيطان بر آنها تسلّط پيدا نمىكند تا با وسوسههاى او در باره پروردگارشان اختلاف كنند چون فرشتگان حق سبحانه تعالى را مستحقّ پرستش و عبادت مىدانند و اين حق را براى وى ثابت مىكنند، شيطان بر آنها غلبه پيدا نمىكند، چون بر ملائكه تسلّطى ندارد. بيان اين ويژگى براى سلب خصلتهاى بشرى از فرشتگان است. و باز اين عبارت حضرت: و لم يفرّقهم إلى قوله اخياف الهمم براى منزّه دانستن فرشتگان از خصوصيّات عارض بر بشر آمده است. خصلتهاى خاصّ انسانى عبارتند از:
الف- قطع رابطههاى سوء و ناگوار مانند ترك رابطههائى كه از روى عداوت و ضديّت ناشى از خشم و شهوت پديد آيد.
ب- حسد و بدخواهى: بحقيقت دانستهايد كه حسد و بدخواهى رذيلت نفسانى است و ريشه در بخل و حرص دارد و اساس اين دو، نفس امّاره است (و نفس امّاره در انسان وجود دارد).
ج- انواع شكّ ريب و ترديدهايى كه در امور باطل به كار گرفته مىشود. و انسانها بدان مبتلا هستند: منظور از ريب در سخن امام شك و ترديدهاست و مراد از مصارف آنها و منظور از شعبههاى آن قسمتهاى گوناگونى است كه هر شك و شبههاى انسان را به باطل مىكشاند و آدمى از طريق شبههاى خاصّ بباطل روى مىآورد. امّا فرشتگان به ريب و شك گرفتار نيستند.
به يقين مىدانى كه منشأ همه شك و شبههها، و هم و خيال است. و چون فرشتگان داراى نفس امّاره نيستند پس از تمام خصلتهاى سه گانه فوق پاك و منزّه مىباشند.
د- به دليل اين كه معبود فرشتگان كه نهايت مطلوبشان مىباشد و جهت همّت آنها نيز يگانه است به چيزى ديگر توجّهى نداشته، تفرقه و جدايى ندارند.