ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٣ - شرح
(١٤٦٤٢- ١٤٦٣٢) سى و شش: او نفس خويش را ملزم به رعايت عدل و اعتدال كرده، و دليل بارز اين حقيقت دورى از هواى نفسش مىباشد، چون ملكه عدالت از سه خصلت نفسانى: حكمت، عفت و شجاعت سرچشمه مىگيرد. عرفا نفس خود را بوسيله عبادت و ديگر امور شرعى رياضت مىدهند، تا اين ملكات و صفات اخلاقى در نفس آنها حاصل شود، ناگزير براى رسيدن به اين مقصود نفس خويش را ملزم به اجراى عدل و اعتدال مىكنند.
چون عدالت در قوّه شهوانى اين است كه انسان عفيف باشد، بدين توضيح كه نه، در كل قوّه شهوانى را از بين ببرد و نه، زيادروى داشته باشد. تا به فسق و فجور منتهى شود، رعايت اعتدال در نيروى شهوانى از ديگر قوا دشوارتر است؛ زيرا موارد شهوت زياد، علاقه و دلبستگى انسان را به سمت افراط مىكشاند. به همين دليل است كه بيشتر موارد نهى در شريعت، شهوات مىباشند، بنا بر اين سزاوار بودن پرهيزگار به ستايش و مدح، وقتى است كه نفس خود را از خواستههاى شهوانى دور بدارد. بعلاوه اوّل چيزى كه سالك لازم است، در به كمال رساندن قوّه علمى آغاز كند، اصلاح قوّه شهويّه مىباشد. و پرهيزگار بايد حدود خداوند را رعايت كند، در خوردنيها، ازدواج، كسب كار و ديگر امور تجاوز ننمايد.
(١٤٦٤٧- ١٤٦٤٣) سى و هفت: شخص پرهيزگار، حق را توصيف و بدان عمل مىكند: يعنى سخن حق را در عمل پيروى مىكند. با توجّه به اين كه خلاف قول در نزد خلق، قبيح و زشت است، در نزد خداوند و در برابر فرامين الهى زشتتر مىباشد. به همين دليل است كه خداوند مؤمنان را نكوهش كرده و مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ [١].
ادّعاى مسلمانها در مدينه اين بود، كه چنان در راه خداوند بكوشند كه
[١] سوره صف (٦١) آيه (٢ و ٣): اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا عملى را كه انجام نمىدهيد حرفش را مىزنيد؟ در نزد خداوند گفتن بدون عمل گناه بزرگى است.