ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤١ - حضرت فرمود انا قد اصبحنا حتى تحل بنا
دوّم اين كه در اين روزگار، ستمگر بر كبر و سركشى خود مىافزايد، زيرا اساس ستمگرى نفس امّاره است. نفس فرمان دهنده به بدى، در روزگارى كه عدالت حاكم باشد، همواره يا در بيشتر موارد، مغلوب واقع مىشود. و بدين هنگام اگر خواهان ستمگرى باشد، جلوه زودگذر و فرصت طلبى مرحلهاى است. بنا بر اين ظالم اگر در روزگار برقرارى عدالت ظلم كند و يا از حدّ خود تجاوز كند، به دزدى ماند، كه هر لحظه ممكن است گرفتار شود. ستمگر نيز در دوران دادگرى، با توجّه به مواظبت شريعت، خوار مىگردد و زير نظارت نگهبانان قرار خواهد داشت.
ولى به روزگار ضعف ديانت، ظالم به غارتگرى مىماند كه به دليل توانايىاش مورد مؤاخذه قرار نمىگيرد، توجّهى هم به نهى كننده دينى ندارد، بنا بر اين روشن است كه ستمگرىاش افزون مىگردد. اگر فزونى ستم را پيش از روزگار رسول خدا (ص) در نظر بگيريد و با روزگار عدل و داد عهد پيامبر (ص) مقايسه كنيد موضوع بخوبى روشن مىشود.
سوّم اين كه در روزگار بد، اهل دانش از دانايى خود بهره نمىگيرند. اين فرموده حضرت در ملامت كسانى است كه مطابق دانش خود دستورات شرع را به كار نمىگيرند، با اين كه شايسته است انسان براى آخرت كار كند؛ زيرا سود بردن از دانش به هنگامى است كه توأم با عمل باشد.
در جاى ديگر حضرت به همين امر اشاره مىكند و مىفرمايد: علم آميخته به عمل است علم، عمل را فرياد مىزند (مىطلبد)، اگر عمل به علم پاسخ مثبت داد، پايدار مىماند و گرنه كوچ مىكند و مىرود. منظور از كوچ كردن دانش سود نبردن از آن و مراد از فرياد زدن عمل از سوى علم، توأم بودن با عمل است چنان كه سزاوار مىباشد.
چهارم از ناسازگارى روزگار و يا از صفات بد آن اين است كه مردم از