ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠٧ - «فنظرت فى امرى »
دعوت كننده و محرّك آن را به شما معرّفى خواهم كرد. مردى به نام «انس نخعى» به پا خاست و گفت: از تعداد موهاى سر و ريشم مرا آگاه ساز. امام (ع) فرمود: به خدا سوگند حبيب من رسول خدا مرا خبر داده است كه بر هر موى سر تو فرشتهاى است كه تو را لعنت مىكند و بر هر موى ريشت شيطانى است كه تو را گمراه مىسازد و در خانه تو پسر رذلى است، كه فرزند رسول خدا (ص) را خواهد كشت.
در آن زمان پسر او سنان قاتل امام حسين (ع) كودكى بازيگوش بود.
پارهاى از اين اخبار بعدا ذكر خواهد شد. (بنا بر اين، عبارت حضرت كه به قضاى خداوند راضى و تسليم فرمان اويم معنايش روشن مىگردد.) در بحثهاى پيشين روشن شد كه رضا به حكم خدا و تسليم فرمان او بودن، درى از درهاى بهشت است كه خداوند براى دوستان خاصّش گشوده است. با توجّه به اين كه امام (ع) پس از رسول خدا پيشواى عارفان است، قلم قضاى الهى بر آنان كه حضرت را نسبت به دروغ داده، و در فرمودههايش تهمت روا داشتند، به كيفر جارى گرديده، بنا بر اين امام (ع) سزاوارترين فردى است كه خشنودى خدا را خواهان باشد.
(٨٣٩٣- ٨٣٧٥)
فرمايش حضرت: أ ترانى اكذّب ....؛
انكار تهمتى است كه در حقّ آن بزرگوار روا داشته و او را به دروغگويى نسبت دادند. در اين عبارت استدلال بر باطل بودن تصورات واهى آنان به شكل قياس ضمير، و نتيجه آن آورده است. بيان حضرت در تشكيل قياس چنين است: به خدا سوگند من اول كسى هستم كه رسول خدا را تصديق كردهام، و هر كس اوّل تصديق كننده او باشد اوّل تكذيب كننده وى نخواهد بود، نتيجه آن كه من اوّل تكذيب كننده وى نيستم.
(٨٤٠٧- ٨٣٩٤)
«فنظرت فى امرى ...»
بخش چهارم كلام امام (ع): «در چگونگى انجام وظيفه خود نظر افكندم.»
در توضيح فرمايش حضرت دو احتمال وجود دارد. يك احتمال آن است كه بعضى از شارحان گفتهاند و آن اين كه بخش چهارم سخن امام مربوط به