ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٢ - شرح
ظلمت و تاريكى است.
طايفه دوّم كه از بتپرستان در مشاهده انوار الهى جلوتر هستند و از مرحله پرستش سنگها فراتر رفتهاند، چنان كه نقل شده است قومى از تركهاى سرحدات دور مىباشند آنها دين مخصوص و مشهورى ندارند امّا معتقدند كه پروردگار آنها زيباترين شيء موجود است. بنا بر اين هر گاه انسان، يا اسب يا درختى را در زيباترين صورت ببينند آن را پروردگار خود دانسته و مىپرستند.
اينان نيز همچون طايفه اوّل بنور جمال حق كه آميخته با ظلمت حسّ است از درك حقيقت در حجابند.
طايفه سوّم از دو طايفه قبل جلوتر رفته و گفتهاند: شايسته است، پروردگار در ظاهر نورانى و در باطن، چنان داراى هيبت و سلطنت باشد، كه نتوان به وى نزديك شد.
اينان نيز از درجه محسوس بالاتر نرفته و آتش پرست شدهاند. چون آتش را داراى اين صفات تصور كردهاند. اين گروه بواسطه انوار سلطنت و روشنايى از شناخت حق تعالى در حجابند.
زيرا تمام اين مراتب از انوار الهى است كه با تاريكى حسّ آميخته شده است.
طايفه چهارم از سه طايفه فوق الذكر مترقىترند به اين دليل كه متوجّه شدهاند، آتش خاموش مىشود و سلطهپذير است، پس شايستگى الوهيّت را ندارد. چيزى مىتواند پروردگار باشد كه صفات برجسته نورانيّت ظاهرى و هيبت باطنى را داشته و ما را تحت تأثير قرار دهد و به بلندى درجه و مقام متّصف باشد. در ميان اين طايفه دانش نجوم شهرت فراوانى دارد و تأثيرات جوّى جهان را به ستارگان نسبت مىدهند. و به همين دليل ستاره پرست شدهاند. از اينان [١]
[١] شارح يا ناشر شماره سوّم را چهارم بحساب آورده است، همان شماره سوم ياد داشت كردهايم مترجم