ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠١ - شرح
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ [١].
و پيامبر (ص) در اين باره فرموده است: «هواى نفس منفورترين خدائى است كه بر روى زمين پرستيده شده است [٢].»
دو صنف، فوق الذّكر، به گروههاى فراوانى تقسيم مىشوند كه نياز به ذكر تمام آنها نيست.
قسم دوّم: يعنى افرادى كه حجابشان از ادراك حقيقت، نور آميخته بتاريكى باشد، به سه صنف تقسيم مىشوند.
الف: منشأ حجابشان از حقيقت ظلمت حسّ باشد.
ب: منشأ حجابشان از درك حقيقت صور خيالى باشد.
ج: منشأ حجابشان قياسهاى عقلى فاسد باشد.
صنف اول كه منشأ حجابشان از دريافت حقيقت، تاريكى حسّ باشد به چند طايفه تقسيم مىشوند.
طايفه اوّل بتپرستان هستند، اين گروه اجمالا مىدانند كه پروردگارى دارند و واجب است كه او را بر جان خود مقدّم دارند. و اعتقادشان اين است كه او از هر چيزى گرانقدر و ارزشمندتر است، ولى آنها در حجابى از ظلمت حسّ قرار گرفتهاند و نمىتوانند در اثبات پروردگارشان از جهان محسوسات فراتر روند.
بنا بر اين از گرانبهاترين جواهرات، مانند طلا و نقره و ياقوت، مجسّمههايى را در زيباترين صورت مىسازند و آنها را به عنوان خدا مىپذيرند. (به همين دليل است) اگر چه روشنايى عزت و جلال صفات خداوند آنان را در حجاب دارد. اما آنها عزّت و جلال را در پيكرههاى محسوس قرار مىدهند. پس حجاب آنها نورانيّت آميخته بتاريكى محسوسات است، چه حسّ نسبت بعالم معقولات
[١] سوره جاثيه (٤٥) آيه (٢٣): آيا كسى كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده است ديدهاى.
[٢] الهوى ابغض اله عبد على وجه الارض.