ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٥٨ - شرح ( ١٥١٧٣ - ١٥٠٨٩ )
انسان از آن نفرت پيدا كند. و بدين سان طعام دنيا و خوشيهاى آن، در دورانى كه رسول در ميان مردم نباشد، به دليل زيادى چپاول و غارت و دزدى و ديگر امور نامشروع نفرتانگيز مىشود. در چنين حالتى خوردن متاع دنيا شرعا جايز نبوده و ناپاك شمرده مىشود و عقل از آن نفرت دارد و اخلاق نيك آن را نمىپسندد.
بدين لحاظ است كه آنچه از مال دنيا فراهم شود، در آلودگى و آميختگى بحرام شباهت به مردار پيدا مىكند و خوردن آن روا نيست. تفاوتى كه ميان مردار، و حرام شرعى است، مردار پليد حسّى و حرام شرعى پليد عقلى است. بدين جهت لفظ جيفه را براى طعام دنيا استعاره آورده است.
احتمال ديگر در مورد لفظ «جيفه» اين است، كه كنايه از خوردن گوشت حيوانى باشد، كه در جاهليت بدون ذبح شرعى مصرف مىشده است، و در قرآن كريم خوردن چنين حيوانى بصراحت حرام است آنجا كه مىفرمايد: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ [١].
منظور از «و الموقوذة» كه در آيه كريمه قرآن آمده است حيوانى است كه با چوب آن قدر بر سرش مىزدهاند كه مىمرده، ولى خون حيوان از بدنش خارج نمىشده است. و گمان مجوسيان اين بوده، كه خوردن چنين گوشتى بهتر است.
و مقصود از «مُترديّة» در آيه شريفه حيوانى است كه از بلندى سقوط كرده و مىمرده است و اعراب جاهلى آن را حرام نمىدانستند بدليل اين كه در تمام موارد ياد شده و يا در بيشتر موارد، حيوان متعفّن و گنديده مىشده، صادق است كه در همه اين موارد بگوييم غذايشان مردار بوده است.
١٤- در دوران فترت و نبود پيامبر (ص) ترس وحشت قرين زندگى مردم بوده است.
[١] سوره مائده (٥) آيه (٣): بر شما حيوان مرده، خون، گوشت خوك و آنچه كه بدون نام بردن خدا ذبح شود و حيوانى كه خفته شده و سرش كوبيده شود و بميرد حرام است.