ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٧ - قوله عليه السلام فساق الناس حتى بواهم محلتهم؛
ادّعاى اين كه آنچه در دست آنهاست انجيل حضرت عيسى (ع) باشد قابل قبول نيست. با توضيح بالا روشن مىشود كه نمىتوان اقرار و ادّعا كرد كه به هنگام بعثت رسول گرامى اسلام حضرت محمد (ص) كتابى از جانب خداوند در دست مردم بوده است. اگر بپذيريم كه در نزد يهوديان و مسيحيان كتاب آسمانى بوده است، امّا بيشتر مردم عربستان دين و كتابى نداشتهاند، احتمالا منظور حضرت از عرب همين اكثريت است، هر چند اندكى از مردم عرب به پارهاى از دستورات و آثار شريعت حضرت اسماعيل (ع) عمل مىكردهاند و گروهى هم به سنّتهاى بر جاى مانده از دوران آن حضرت پايبند بودهاند.
(٧٧٣٤- ٧٧٢٧)
قوله عليه السلام: فساق النّاس حتّى بوّاهم محلّتهم؛
اشاره دارد به پيش برد عقلى آنها در انديشه و درك از طريق معجزاتى كه در اثبات نبوّت به وسيله نزول آيات كريمه قرآن، و صدور سنّت پيامبر انجام شد، تا او را تصديق كردند و در نتيجه در راه خدا به شناخت حقيقى دست يافتند.
پيامبر، نيكوكاران را به پيمودن راه حق ترغيب مىكرد و بدكاران را از كجروى برحذر مىداشت، بدين سان همگان، بزودى منزلت و مقام انسانى خود را باز يافتند و بدرجات و مراتب شايسته خويش رسيدند آرى مقام و منزلتى، كه از ازل در به وجود آوردن انسانها مورد توجّه و عنايت خداوند متعال بوده است و معنى آهنگ و قصد حركت به سوى خدا، كه اسلام و دين و ايمان ناميده مىشود، چيزى غير از اين نيست. نجات و خلاصيى كه محقّقا هيچ ترسى به همراه ندارد و بر پوينده آن باكى نباشد و در عوض براى منحرفان از اين طريق رهايى متصور نيست، مضمون عبارت: و بلّغهم منجاتهم امام (ع) مىباشد (٧٧٣٩- ٧٧٣٥) سپس در برشمارى نعمتهاى مسلمانان در بركت بعثت مىفرمايند: و استقامت قناتهم؛ مقصود از «قناة» در مجاز نيرومندى، پيروزى و دولتى است كه براى مسلمانها حاصل گرديد به كار گرفتن اين نوع مجاز از باب اطلاق نام سبب بر