ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٠ - قوله عليه السلام و ارعدت الأسماع لزبرة الداعى؛
(١٢٨٣٧- ١٢٨٣٢)
قوله عليه السلام: قد ضلّت الحيل؛
يعنى راه آن چاره انديشيهايى كه در دنيا داشتند و بدان سبب وسيله نجات خود را از شرور و امور ناپسند فراهم آوردند، در قيامت بر آنها بسته است. و اميدشان قطع مىباشد؛ زيرا قادر ببازگشت از آخرت به عالم دنيا نيستند، تا اعمال لازم را كه ترك كردند جبران كنند، و نسبت به هيچ چيز طمع و اميدوارى ندارند.
(١٢٨٤١- ١٢٨٣٨)
قوله عليه السلام: و هوت الأفئدة كاظمة
يعنى نفوس انسانها در قيامت، در نهايت خوارى و بيچارگى قرار دارند، و بجز رضا و بخشش خداوند به چيزى اميدوار نيستند. لفظ «كظم» چنان كه گذشت استعاره به كار رفته است.
(١٢٨٤٤- ١٢٨٤٢)
قوله عليه السلام: و خشعت الأصوات:
«صداها به صورت خضوع و خشوع بلند مىشود.» اين كلام امام (ع) مانند آيه كريمه قرآن است كه فرمود: و خشعت الاصوات للرحمن فلا تسمع الا همسا [١]. منظور اين است كه در خواست اهل محشر بزبان حال و بطريق خوارى، ضعف بيچارگى كه نشانه بندگى، در برابر جلال و عظمت خداوند مىباشد، گذشت و رحمت الهى است.
(١٢٨٥١- ١٢٨٤٦)
قوله عليه السلام: و الجم العرق و عظم الشّفق؛
لفظ «عرق» استعاره بكار رفته، و كنايه از نهايت رنج و سختى است كه نفس انسانها بر اثر جدائى از زن و فرزند، هيبت خداوند، و نامأنوس بودن جهان آخرت در مىيابد. زيرا نتيجه رنج و سختى اين است كه شخص خائف عرق مىكند و از نزول عذاب و كيفر هراسان مىشود. نسبت دادن لگام بستن به عرق نسبت مجازى است.
(١٢٨٦٨- ١٢٨٥٢)
قوله عليه السلام: و ارعدت الأسماع لزبرة الدّاعى؛
«گوشها از هيبت كلام دعوت كننده به محشر به لرزه مىافتند» اين عبارت امام (ع) اشاره به امرى است كه هنگام جدائى براى نفوس در قيامت حاصل مىشود. لفظ «زبرة» استعاره از
[١] سوره طه (٢٠) آيه (١٠٨): اصوات براى خدا خاشع مىشوند جز به آهستگى از آنها چيزى شنيده نمىشود.