ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٠ - شرح
رهاييتان از ظلم و ستم مىشود. امّا هرگز از من بيزارى نجوييد، زيرا من بر فطرت اسلامى متولّد شدهام و در ايمان آوردن و هجرت بر همگان پيشى گرفتهام، (بيزارى جستن از چنين كسى سبب عذاب آخرت و بدبختى دو جهان خواهد بود).»
[شرح]
(١٠٢٤٠- ١٠٢١٩) در اين فصل سخن امام (ع) از حوادثى كه در آينده براى يارانش پيش مىآيد و سبب گرفتارى آنها مىشود، خبر مىدهد، طرف خطاب حضرت، مردم كوفه مىباشند.
كلمه «اما» در آغاز كلام، محتمل است كه مشدّد بوده «امّا» و در معناى شرط به كار رفته باشد، در اين صورت معناى سخن چنين خواهد بود، امّا پس از حمد خدا در آينده چنين خواهد شد. احتمال دوّم اين كه بدون تشديد بوده، تركيبى از ماى نافيه و همزه استفهام باشد. به اين اعتبار معناى سخن چنين است: آگاه باشيد بزودى اين پيشآمد ناگوار بوقوع خواهد پيوست.
در اين كه منظور از مرد گشادگلو، چه كسى بوده؟ ميان شارحان اختلاف نظر است. بيشتر آنان بر اين باورند كه مراد معاويه است زيرا او مردى بزرگ شكم و پرخور بوده است چنين روايت شده است كه معاويه آن قدر غذا مىخورد كه خسته مىشد. و مىگفت بياييد سفره را برچينيد به خدا سوگند هر چند خسته شده و به رنج افتادم ولى سير نشدم. او بر اثر نفرين رسول خدا (ص) به اين بيمارى مبتلا شده بود. چنان كه روايت شده است سبب نفرين پيامبر اين بود كه روزى به دنبال معاويه فرستاده تا نامهاى را به نگارد. بار اول كه فرستاده پيامبر آمد معاويه غذا مىخورد و حاضر نشد؛ بار دوّم كه فرستاده رسول خدا (ص) آمد هنوز مشغول غذا خوردن بود و دست از خوردن غذا برنداشت كه به خدمت پيامبر برسد. حضرت رسول ناراحت شده فرمود: «بار خدايا شكمش را سير مگردان» عربى در وصف دوست پرخورش چنين سروده است: