ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٧ - قوله عليه السلام و مطارح المهالك
به سوى تو از مكان بلند هبوط كرد نفس ناطقهاى كه سزاوار عزّت و نيرومندىّ است [١] منظور از لغت «ورقاء» نفس ناطقه مىباشد، كه به آن هبوط را نسبت داده است. و باز ابو على در نوشتهاى كه رساله طير ناميده مىشود به اين حقيقت اشاره كرده و مىفرمايد: گروهى براى صيد بيرون آمدند. طنابها را نصب كردند و دامها را گستردند و سپس روى آنها دانه افشاندند و خود در ميان گياهان مخفى شدند و من در ميان جمعيّتى از پرندگان بودم. در اين عبارت نفس را بمنزله پرندهاى فرض كرده، كه در ميان پرندگان قرار داشته است.
وجه شباهت ميان نفس و پرندگان در اين استعاره شركت اين دو در سرعت انتقال و تصرّف در امور متعلق به آنها مىباشد. نفس از محلّى به محلّى انتقال عقلى و پرنده انتقال حسّى پيدا مىكند.
هر گاه لفظ «طير» براى نفس استعاره آورده شود، شايسته چنين استعارهاى اين است كه لفظ «وكر» هم براى بدن عاريه آورده شود. چون ميان، لانه مرغ و بدن، در مسكن بودنشان براى مرغ و نفس مشاركت است؛ زيرا نفس بدون بدن و مرغ بدون آشيانه نمىتوانند آرام بگيرند.
قوله عليه السلام: و أوجرة السّباع: «ارواح براى حضور در قيامت از پناگاه درندگان خارج مىشوند» كلمه «أوجرة» براى ابدان استعاره آورده شده است. و «سباع» اشاره به نفسهايى است كه مطيع و فرمانبردار قوّه غضبيّه باشند. از ويژگى قوّه خشم و غضب سلطه جوئى و انتقام گيرى است. چنان كه خصلت حيوانات درنده نيز همين است.
(١٢٨٠٨- ١٢٨٠٦)
قوله عليه السلام: و مطارح المهالك:
«از جايگاه هلاكت بسوى صحراى
[١]
|
هبطت اليك من المكان الارفع |
ورقاء الذات تعزّز و تمنّع |
|