ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٦٠ - ٢ - قوله عليه السلام ان لا يدعو عقدا الا حلوه
دسته تقسيم كند كه هر دو گروه گريان باشند. اهل ديانت براى دينشان، و اهل دنيا براى دنياشان گريه كنند.
(مردم را چنان در شكنجه و سختى بگيرند كه) يارى كردن از آنها مانند يارى كردن برده از اربابش باشد. (فرمانبردارى افراد، از عمال و كارگزاران بنى اميّه از روى ترس و ملاحظه كارى صورت گيرد) بهمين دليل اگر حاضر باشند، مردم از آنها اطاعت نمايند. و اگر غايب باشند از آنها غيبت و بدگويى كنند.
در آن روزگار هر كس اعتقادش بخدا نيكوتر، رنج و گرفتاريش، بيشتر است پس اگر خدا عافيت و سلامتى داد سپاس گزارى كنيد و اگر دچار بلا و محن شديد صابر و شكيبا باشيد، زيرا كه پايان كار پرهيزكاران نيك است»
[شرح]
(١٩٠٠١- ١٨٩٩١) در اين كلام امام (ع) به ستمكارى بنى اميّه اشاره و سوگند ياد مىكند كه ظلم بنى اميّه استمرار مىيابد. خبر در جمله امام (ع) كه واژه ظلم بنى اميه بوده حذف شده است چون از محتواى كلام معلوم است كه خبر چه كلمهاى است.
براى ظلم و ستم بنى اميه حدودى را به شرح زير بيان داشته است.
(١٩٠١٢- ١٩٠٠٢) ١- حرامى از محرّمات الهى را باقى نمىگذارند جز اين كه همه را حلال اعلام مىكنند. بزرگترين حرام، ظلم و قتل نفس است و بنى اميّه در ارتكاب اين دو عمل شهرت كامل داشته بنا بر اين بقيّه محرّمات الهى بخوبى روشن است.
«استحلّوه» در كلام امام (ع) يعنى حرام را به كار مىبستند و انجام مىدادند درست مانند يك وظيفه مشروع و حلال، در انجام كار حرام گناه و حرجى براى خود قبول نداشتند.
(١٩٠٢٩- ١٩٠١٣)
٢- قوله عليه السلام: ان لا يدعو عقدا الّا حلّوه:
يعنى هيچ عقد و قراردادى از عقود اسلامى كه نظام عالم بر مدار همين قوانين شرع و ضوابط آن دور مىزند، نبود جز اين كه ناديده انگاشته و در زير پا گذاشتند. «حلّوه» كنايه از منتفى