ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٥ - شرح
(بوّأهم): آرامش بخشيد، جايگزين ساخت مخلّة: منزلت، مقام و مرتبه (منجاة): محل رستگارى (قناة): نيزه، ستون پشت كه فقرات را نظم مىبخشد.
(صفاة): سنگ نرم و پهن (ساقه): جمع سائق: راننده، تعقيب كننده.
(تولّت بحذافيرها): همهشان پشت كردند، همگى فرار كردند.
(بقر): شكافتن، شقه كردن.
[ترجمه]
«خداوند محمّد (ص) را كه رحمت حق بر او و آل او باد هنگامى به رسالت برانگيخت كه در ميان عرب خواننده كتابى و مدّعى نبوّتى نبود! پيامبر به وسيله قرآن كريم و روش نيكوى خود، مردم را با خداوند آشنا كرد و آنها را به مرتبه و مقام انسانى كه شايسته آن بودند رساند. نظام اجتماعى و تشكيل دولت را برايشان مسلّم گردانيد و تزلزل و اضطراب را از دلهاى آنان زدود. به خدا سوگند من در آن زمان از افرادى بودم كه لشكر خصم را راندند تا همه آنان فرار كردند. من در برابر دشمنان اسلام اظهار ناتوانى و ترس نكردم، حركت من در مسير بصره براى كارزار با ناكثين داراى همان صلابت و ويژگى جنگ با كفّار و مشركان است.
بى ترديد باطل را چنان بشكافم كه حق از درون آن پديدار شود! من با قريش چه كنم؟ بخدا سوگند وقتى كه كافر بودند با آنها جنگيدم و اينك كه مسلمانند و گرفتار فتنه شدهاند باز هم بايد با آنها بجنگم؟ من در گذشته همراه آنان بودم چنان كه امروز نيز همراه آنان هستم! [به تعيين پيامبر (ص) در گذشته، من رهبر و خليفه اينان بودم، چنان كه امروز هم حاكم و امير اينان هستم ولى شورشيان، طلحه و زبير بر اين امر حسد ورزيدند و جنگ به راه انداختند.]»
[شرح]
(٧٧٢٦- ٧٧١١) حضرت براى ايراد مطلب مقدمهاى را كه بيان فضيلت و توصيف حضرت رسول (ص) پيرامون بعثت و چگونگى ارشاد مردم به دين حق است بيان كرده تا