ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨ - سپس حضرت در ادامه بحث تربيتى خود خطاب به مردم مىفرمايد ايها الناس انه لا يستغنى الرجل
مستمندان فرمان مىدهد تا شيرازه كار از دو سوى محكم و استوار شود.
حضرت على (ع) ثروتمندان را از دو نظر بر توجّه به فقرا و مستمندان و ترجيح بذل مال بر جمع و كنز آن تشويق فرمودهاند به ترتيب ذيل:
١- اوّل آن كه اغنيا از فقرا و مستمندان بىنياز نيستند، هر چند از لحاظ مالى، بىنياز باشند. زيرا ثروتمند، بداشتن مال و منال، از مددكار مستغنى نيست يارانى را مىطلبند كه، با دست توانمندشان، هجوم دشمنان را دفع كنند و با زبان گويايشان جلو بدگويى عيبجويان را ببندند. روشن است كه حاجتمندترين افراد به داشتن يار و مددكار و پشتيبان، ثروتمندترين افرادند. اين حقيقت را در باره پادشاهان و امثال آنها، صاحبان مال و مكنت ببينيد.
سزاوارترين افراد، كه هيچ كس از داشتن آنها و همراهىشان بىنياز نيست، فاميل و نزديكان انسانند، زيرا اقربا و خويشان به لحاظ عاطفى از همه مهربانترند، و بيش از هر كس مدافع و جانبدار شخص مىباشند. نزديكان، در پريشانى خاطر و پراكندگى احوال، او را مدد مىكنند و اگر گرفتارى همچون فقر و بىچيزى و مانند آن به انسان، روى آورد، مهربانى و كمك مىكنند. البتّه، قرابت و خويشاوندى، اين شفقت و مهربانى را ايجاب مىكند.
٢- سبب دوّم، توجّه دادن اغنيا و آگاه كردن آنان به فايده يكى از دو امر است: گردآورى مال و منال يا در راه خدا انفاق كردن آن كدام برتر و بهتر است؟
(٥٤٥٣- ٥٤٤٠) سخن حضرت اين است و لسان الصّدق يجعله اللّه للمرء: «زبان راستگويى كه خداوند براى انسان قرار مىدهد ...» منظور از «لسان الصدق» نام و آوازه و حسن شهرت در ميان مردم است، كه نتيجه بذل مال و انفاق در راه خداست. اما فايده جمعآورى مال و نبخشيدن آن، ميراث گذارى براى ديگران است. با توجّه به اين دو نتيجه، فايده برترى بخشش، بر جمعآورى و كنز آن روشن مىشود.
امير مؤمنان (ع) هر چند مردم را بدين دليل كه بذل مال موجب حسن شهرت