ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦٦ - شرح
كارهاى مهم كه بايد به خدا رجوع كنند. دچار غفلت مىشوند، و اين امر با مقصود شارع مقدس اسلام منافات دارد؛ چه منظور صاحب شريعت جز توجّه مدام خلق به سوى خدا و به يادداشتن معبود براى روا كردن نيازشان چيز ديگرى نيست.
٢- احكام نجوم، خبر دادن از امورى است كه در آينده تحقّق مىيابد و اين شبيه آگاهى داشتن از امور غيبى است و از طرفى بيشتر مردم مانند عوام، زنها، و بچّهها فرقى ميان علم غيب و خبر دادن از غيب نمىگذارند. بنا بر اين آموختن اين احكام و مطابق آنها دستور دادن موجب گمراهى بيشتر مردم، و سستى اعتقادشان در باره معجزات مىشود، چون احكام نجومى نوعى خبر دادن از كاينات جهان مىباشد. بعلاوه همه اينها سبب مىشود، تا مردم در باره عظمت خداوند بىاعتقاد شوند و در باره آيات كريمه قرآن كه ذيلا نقل مىكنيم ترديد كنند. خداوند تعالى در باره علم غيب مىفرمايد: قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ [١]؛ وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ [٢]؛ و باز مىفرمايد: إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ [٣].
وقتى كه منّجم چنين تصوّر كند كه حوادث آينده را مىتواند كشف كند، پس ادّعا كرده است كه پيشامدها را مىداند، و قادر است كه بداند در چه محلّى از دنيا روى مىدهند! و اين عين تكذيب قرآن است.
[١] سوره نمل (٢٧) آيه (٦٤): بگو هيچ كس غيب آسمانها و زمين را جز خداوند نمىداند.
[٢] سوره انعام (٦) آيه (٥٩): كليدهاى غيب در نزد خداوند است كسى جز خداوند بر آنها اطلاع ندارد.
[٣] سوره لقمان (٣١) آيه (٣٤): علم روز قيامت در نزد خداست، خداست كه باران را نازل مىكند و جنين داخل رحم را، كه پسر باشد يا دختر او مىداند، هيچ كس نمىداند كه فردا چه اتفاقى مىافتد، و يا نمىداند كه در كجا از دنيا مىرود.