ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨ - شرح ( ٥٢٥٨ - ٥٢٣٨ )
حسد و بدخواهى مىشوند.
بعضى از فقرا يا خود را نسبت به دارندگان مال و منال، شايستهتر مىدانند، اين تصوّر موجب حسد آنان مىشود، و يا خود را همرديف و همسان صاحبان مال و جاه مىدانند، و بدين توهّم دچار غبطه، مىشوند [١].
و برخى از آنها بر خلاف گروه ياد شده، خود را شايسته داشتن مال و منال نمىدانند، ولى ذاتا مايلند، كه خدمتگزار ثروتمندان باشند. در اين صورت با تمام وجود آنان را دوست مىدارند. مانند بسيارى از فقرا كه طبعا علاقهمند به خدمتگزارى ثروتمندانند، و خالصانه در خدمت به آنها تلاش مىكنند، در اين كوشش و تلاش، قصدى جز كسب مال و مقام و ... ندارند.
شايد، گمان سود بردن فقرا از ثروتمندان، از جهت مال و ثروتى كه دارند، همين نتيجه اشتباه آميزى باشد، كه همواره مستمندان بدان دچار هستند.
توجّه به حقيقت فوق- برازندگى عدهاى از نظر ثروت و تشخصهاى اجتماعى- براى فقرا موجب نهايت بدخواهى و غبطه، و يا سبب ميل و علاقه به ثروتمندان به لحاظ مكنت، تعيّن و تشخّصى كه براى آنان فراهم است مىشود. از طرفى اين حقيقت هم بر كسى پوشيده نيست كه حسد و مانند آن از اخلاق رذيلهاى است، كه انسان را از توجّه به خداوند متعال، و پيمودن راه راست باز مىدارد.
با در نظر گرفتن مطالب فوق، آن افتتان كه امير مؤمنان (ع) افراد را از آن نهى فرمودهاند، بايد همان گمراهى و دورى جستن از كلّ اخلاق پست و رذيله باشد، نه صرف حسد كه يكى از اخلاق نارواى اجتماعى است. چنان كه بعضى از شارحان بزرگوار فرمودهاند:
[١] حسد: خواست زوال نعمت از صاحبان مال و منال .. است، كه البتّه مذموم است.
غبطه: خواست نعمت براى خود است تا از نظر داشتن مال و منال به پايه ديگران برسد غبطه مذموم نيست. «مترجم».