ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٦ - فصل اول امام(ع) از جهت مجد و عظمت به سه اعتبار خداوند تعالى را ستوده است
در نظر گرفته شده است نه آن كه چند زمين وجود داشته باشد. و گاهى به لحاظ سطح خارج زمين از آب، كه حيوانات از آن استفاده مىكنند، گستردگى اطلاق مىشود، چه به ظاهر، در ذهن مردم، روى زمين مسطّح و گسترده است، هر چند به اعتبار عقل، زمين، محدّب و برآمده مىباشد. البتّه به مسطّح بودن زمين خداوند اشاره كرده مىفرمايد: وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً [١]؛ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً [٢].
ب: خداوند كسى است كه آسمانها را محكم و استوار ساخت كه بر زمين سقوط نكند. اگر اشكال شود كه امام (ع) در خطبه قبل فرمودهاند: آسمان را بدون استوانه و پايهاى محكم و استوار ساخت امّا در اين خطبه به «عمد» كه طناب و پايه است اشاره كرده، استحكام آسمان را به عمد نسبت مىدهد و بظاهر اين دو كلام منافات دارند! در پاسخ اين اشكال گفته مىشود اين دو كلام با يكديگر تناقض ندارند.
چنان كه قبلا توضيح داديم منظور از «عمدى» كه آسمانها بدان استوار شده است قدرت خداوند است نه وسايل مادّى، پس وقتى كه مىگوييم عمدّ ندارد، يعنى طناب و استوانههاى مادّى، هنگامى كه گفته مىشود «عمد» دارد يعنى قدرت حق آن را محكم و استوار نگاه داشته است.
ج: خداوند كسى است كه دلها را بر فطرت آفريد چه آنها كه شقىاند و چه آنان كه سعيد مىباشند يعنى حق تعالى، نفوس را چنان مهيّا و مستّعد و آماده آفريده است، كه قادرند راه خير و يا شرّ را پيموده، و در نتيجه مطابق قضاى الهى مستحق سعادت و يا شقاوت قرار گيرند. خداوند متعال در باره زمينه استعداد و آمادگى فرموده است: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
[١] سوره نوح (٧١) آيه (١٩): خداوند كسى كه زمين را براى شما فرش قرار داد.
[٢] سوره بقره (٢) آيه (٢٢): خداوند زمين را براى شما بساط قرار داد.