ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٣ - بويژگى سوم خداوند با عبارت«و لا مأيوس من مغفرته» اشاره فرمودهاند
حكيم درك مىكند و مىداند كه هيچ چيز خالى از مصلحت و حكمت نيست؛ بنا بر اين استنباط مىكند، كه خداوند هر چيزى را براى مصلحتى خاص ايجاد كرده، و بدين منظور از وى پيمان عبادت و پرستش گرفته شده است. تا به بارگاه اصلى و مبدأ آغازين كه همانا ثبوت توحيد و ستايش مطلق است جذب شود و از آتش فروزان، و جهنّمى سوزان در امان بماند؛ و مصداق وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا [١] جلوهگر شود. بدين لحاظ از روح و رحمت حق بهنگام نزول امور واجبه، از چيزهايى كه شر و بدى محسوب مىگردند مأيوس نمىشود، بلكه به اميدوارىاش مطمئنتر گشته و قلبش به دريافت توجّهات حق تعالى وابستهتر مىشود، زيرا جز كسانى كه قوه بينائى دلشان را از دست دادهاند و اسرار خداوندى را درك نمىكنند، نااميد نمىگردند. آرى آنان در ستمگريشان مدهوشاند و همانها زيان كارانند.
(٩١١٥- ٩١١١)
امام (ع) با عبارت: «و لا مخلوّا من نعمته» به حالت دوّم اشاره فرموده،
و تفسيرى نيز بر آيه كريمه «وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ» [٢] مىباشد. جريان نعمت خداوند، به دليل توانايىاش، هميشگى است، زيرا نياز وجودى خلق بخالق و قدرت نامتناهى او، فيضان بخشش را ايجاب مىكند. و اين فيض دائمى- بزبان حال يا قال- مستلزم ستايش مطلق و شكرگزارى مدام مىشود. قرآن بحق ناطق مىگويد: تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ [٣]
(٩١٢٠- ٩١١٦)
بويژگى سوّم خداوند با عبارت «و لا مأيوس من مغفرته» اشاره فرمودهاند.
همان حقيقتى كه در آيه كريمه چنين آمده است. قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى
[١] سوره ذاريات (٥١) آيه (٥٦): جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه مرا به يكتايى پرستش كنند.
[٢] سوره نحل (١٦) آيه (٥٣): هر نعمتى كه داريد همه از خداست.
[٣] سوره بنى اسرائيل (١٧) آيه (٤٤): موجودى نيست جز اين كه ذكرش تسبيح حضرت اوست لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد.